أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

94

قانون ( فارسى )

نسخه : دردى شراب شش درهم ، گوگرد زرد هشت درهم ، بزر سداب سه درهم ، گند بيدستر و بزر ترتيزك آبى از هريك دو درهم . همهء اينها را درهم مخلوط كن و با خون لاك‌پشت آبزى ( كشف ) درهم بسرش ! يك درهم از آن را با سى و پنج مثقال شراب تناول كنند . گذاشتنىها و ماليدنيها : خود كژدم كشته شود و برجاى نيش كژدم بگذارند ، علاج خوبى است ؛ دم كژدم هم همين‌طور . گياهى هست كه آن را دم كژدم نامند ؛ زيرا به دم كژدم شبيه است . گويند در علاج نيش عقرب كه برجاى نيش بگذارند ، خوب است . ليكن بنا به گفتهء آن يهودى اگر اين گياه را بر جايى سالم و نيش نزده بگذارند ، كرخيده و بىحس مىشود و خون را مىميراند . بدن موش را بشكافى و برجاى نيش كژدم بگذارى درد را از بين مىبرد . اين دارو جاى تصديق همگان است . قورباغه را كالبدشكافى و برجاى نيش كژدم بگذارى خوب دارويى است . من خودم مركب هندى را آزمودم و برجاى نيش كژدم ماليدم ، بهره ديدم و درد تسكين يافت . شير انجير نارسيده نيز بسيار خوب است . گند بيدستر خوب است . گويند بلادر از آن داروهاى شگفت‌آور است و فورا درد را تسكين مىدهد . شخار با سركه بسيار خوب است . گوگرد زنده با صمغ درخت صنوبر درد نيش كژدم را از بين مىبرد . گوگرد زنده با سقز درخت بنه بسيار خوب است . گوشت ماهى نمك‌سود را برجاى نيش كژدم بگذارند درد نمىماند . سير را بپزند و با روغن حيوانى به گرمى برجاى نيش كژدم گذارند درد تسكين مىيابد . بزر كتان خوب است ، بزر خطمى هم خوب است . بزر كتان و بزر خطمى كه با نمك باشند و بر جاى نيش گذارند بسيار خوب است . آرد جو با افشرهء سداب يا با آب‌پز سداب بسرشد و برجاى نيش كژدم گذارند خوب است . سبوس آرد گندم با چلغوز كبوتر بپزد و بر جاى نيش كژدم گذارند . ريحان كوهى را برجاى نيش كژدم بمالند فورا درد تسكين مىيابد . بيخ هندوانهء ابو جهل ، كاسنى كاشتنى و كاسنى بيابانى همه خوبند ؛ هركدام را بر جاى نيش كژدم گذارند خوب است . هل با ريحان كوهى كوبيده شوند و بر جاى نيش مالند بسيار خوب است . مرزنگوش خشك خوب است . نمكى كه از ادرار به دست مىآيد - كه چنين نمكى به كار هيچ‌چيز و هيچ‌كس نمىآيد - در تسكين درد نيش كژدم بسيار مفيد است .