أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
71
قانون ( فارسى )
بيخ كرفس بر آتش جوشيده و امثال آن باشد . سپس بيمار را به عرق كردن وادار و داروهاى بازكنندهء مسامهاى بدن را استعمال كن و بر پوست بيمار بمال ! داروهاى ماليدنى نبايد بسيار گرممزاج باشند . داروهاى ماليدنى خوب و مناسب در اين حالت عبارتند از : روغن بابونه ، ماساژ دادن بدن با شراب سفيدرنگ ، ماساژ دادن با آب شيرين ولرم . اگر حالت تب بسيار بسيار شديد است داروهاى ماليدنى و پاشيدنى را به كار مبر ! اگر احساس كردى كه خلط در مراحل نخستين گرايش به سوى معده دارد ، بيمار را به قى كردن وادار كن ! داروى قىآور چيزى غير عادى نباشد . خوب آن است كه با اسكنجبين مخلوط با آب گرم خود را قى دهد . در حالتى اين قى دادن بيمار مفيد است كه بدانى خلط در جايى و در حالتى است كه با قى كرده بيرون مىآيد ، نه اينكه از بيرون پريدن از راه قى كردن سرپيچى مىكند . يعنى اگر خلط تمايل به سوى رودهها دارد و صداى قرقر شكم هست و احساس مىشود كه مادهء مدفوعى سرازير مىشود و يا امثال اين حالتها هست ، قى دادن بيمار مفيد فايده نخواهد بود . در مراحل نخستين تب عفونى نبايد بگذارى بيمار بخوابد . بويژه اگر حالت چندش ، احساس سرما و يا لرزش و تكان بدون اراده همراه تب باشد به هيچ وجه نبايد بيمار بخوابد ؛ كه اگر بخوابد احساس سرما و لرزش و تكان طولانى مىشوند و به زودى از بين نمىروند ؛ زيرا خواب در اين حالت به مادهء خلطى كه به جايى از درون رهسپار است كمك مىكند و زودترش به منزل مىرساند . همچنين خواب نمىگذارد مادهء سبب تب به پختگى برسد . اما در مرحلهء نهايى تب يعنى وقتى كه درجات تب پايين مىآيد ، خوابيدن بيمار بسيار مفيد است و ممكن است اگر در حالت سوم يعنى مرحلهء توقف تزايد حالت تب ، بيمار بخوابد باز مفيد باشد . اگر تشخيص دادى كه خلط مايهء بيمارى خام و نارسيده و غليظ پرمايه است ، مگذار بيمار آب سرد بخورد . در غير اين حالت آب سرد بخورد مانعى ندارد و بلكه مفيد هم هست . اين را نيز بدان ! كه اگر رگ زدن را لازم ديدى و رگ زدى و فايده از رگ زدن ديدى امّا معالجهء بعدى را - چنان كه لازم است - به كار نبردى و بدن بيمار كاملا از خلط پاكسازى نشد ، بيمارى بر مىگردد و ريست پشم مىشود . اگر سبب بيمارى تب عفونى خلط صفرائى باشد ، وسيلهء پخته شدنش آن است كه از حال آبكى بودن درآيد و منعقد شود ؛ كه آب سرد اين كار را به عهده مىگيرد ، مشروط بر اينكه موانعى سر راه نباشد . مثلا : 1 - اگر معده يا كبد ناتوان باشند يا معده و كبد سردمزاج باشند ، 2 - اگر در درون بيمار ورم باشد ، 3 - اگر اندامى از اندامان تن بيمار به درد آمده باشد ، 4 - اگر مزاج بيمار كمخون باشد ، 5 - اگر حرارت غريزى و سرشتى در بيمار كم و ناتوان باشد ، در هريك از حالات پنجگانهء فوق آب سرد خوردن بيمار را ناتوان مىكند . همچنين اگر بيمار از