أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

48

قانون ( فارسى )

فصل بيست و نهم تب از شراب‌نوشى ممكن است از اثر شراب‌خوارى تب روزانه روىآورد ؛ علاج اين حالت از تب همان علاج حالت خمار است . امكان دارد در علاج تب ناشى از شراب‌خوارى نياز باشد كه به وسيلهء آب ميوه‌ها و امثال آنها شكم بيمار را روان‌سازى . بعيد نيست كه رگ‌زنى و قى دادن بيمار نيز لازم باشد . بايد يك هفته شراب نخورند و بويژه اگر سردرد ناشى از تب دوام يافت ، بايد از شراب‌خوارگى دور باشند . همين‌كه احساس كردند كه درجهء تب پايين آمده است و سبك شده‌اند ، بايد به حمام بروند . فصل سىام تب خوراكى ممكن است كسى غذاى گرم بخورد و از اثر آن به تب مبتلا شود . سابقا گفتيم كه آفتاب‌زدگى اكثرا وقتى سبب تب مىشود كه مغز از گرماى آفتاب آسيب ببيند و آسيب از مغز به قلب برسد و گرمى قلب سبب تب در سراسر بدن شود . خلاصه : تب ناشى از گرماى آفتاب با روح اساسى كار دارد و ارتباطش با مغز است . و گفتيم اگر تب ناشى از گرما از آفتاب نبوده بلكه از هواى گرم حمام و غيره باشد ، گرما مستقيما از قلب برمىافروزد و ساير بدن را در بر مىگيرد . يعنى گرماى كذايى - كه از قلب به ساير اندامان بدن سرايت مىكند - ارتباط با روان زندگى دارد . حالا اين حالت تب و گرماى بدن را - كه از اثر غذاى گرم مىآيد - بايد به كبد نسبت داد و گفت كه با روان طبيعى سروكار دارد . علاج 1 - داروهاى ادرارآور سردمزاج استعمال كن ! اين نوع از داروها مشهورند و بارها گفته‌ايم و نياز به تكرار نيست . 2 - بايد به وسيلهء داروهايى از قبيل : شير خشت و تمر هندى شكم بيمار نرم شود . 3 - روبراه كردن حال كبد در درجهء اول معالجه قرار دارد . براى اصلاح حال كبد به داروهاى ويژه به كبد از قبيل : آب كاسنى ، سبزيهاى سردمزاج ، اسكنجبين و داروهاى گذاشتنى سردىبخش كه از صندل و كافور و گلاب و افشرهء گل و افشرهء سبزيهاى سردمزاج سردىبخش استفاده شود . 4 - بيمار غذاهايى بخورد كه خاصيت فرونشاندن گرمى داشته و سردمزاج و رطوبت‌بخش باشند .