أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

41

قانون ( فارسى )

خاراگوش باشد خيس كن ! يا پشم در روغن سنبل رومى فروبر و بيرون بياور و بفشر كه بيشتر روغن از آن جدا شود ، سپس اين پشم را بر معده بگذار و ببند ! اگر اسهال بيمار دوام يافت و ديدى كه چيزهاى فاسد نشده را بيرون مىدهد ، پشم را در روغن به شاداب و تازه فرو كن و بفشر كه كمى روغن بماند ، سپس آن را بر معده بگذار و ببند . اگر ديدى كه بيمار تحمل داروى گذاشتنى بر معده را ندارد و نمىخواهد آن را بر شكمش بندند ، مىتوانى از روغنهاى نامبرده مرهم درست كنى و بر معدهء بيمار بمالى . فراموش مكن كه روغن مصطكى و روغن سنبل رومى نيز اگر به عنوان ماليدنى يا گذاشتنى مورد استفاده باشند هر دو سازگار و مفيدند . ممكن است در علاج اين حالت نياز به داروهاى گذاشتنى قوىتر داشته باشى ؛ اگر چنين بود ، از داروهاى گذاشتنى كه در علاج هيضه ( اسهال و قى باهم ) ذكر شده‌اند استفاده كن ! آب ميوه به بيمار بده بخورد ، اگر آرزو دارد . غذايش سبك و زودهضم از قبيل : بيضهء خروس و ماهى رضراضى باشد . قبل از غذا ميوه‌ها و آب‌ميوه‌ها و رب ميوه‌هاى قبوضيت‌آور بخورد . اگر بيمار از اشتهاى خوراك بازماند و اشتهايش از بين رفت ، اشتهايش را تحريك كن ! كه تحريك‌كننده‌هاى اشتها را مىشناسى . بويژه غذاهاى ساخته شده از به يا همراه با به خوبند . هرگاه مسألهء پاكسازى خاتمه يافت ، نامناسب نمىبينم كه گوارشى بسيار تأثيربخشى از آن گوارشيها كه مىتواند هضم كند به بيمار بدهى بخورد . گوارشى از آن نوع باشد كه معده را نيرو مىبخشد و بندآمده‌ها را باز مىكند ؛ امّا بايد گوارشى كذايى را بعد از دست برداشتن حالت تب به بيمار بدهى و وقتى آن را بخورد كه روىآورهاى تب نمانده‌اند . اگر در علاج اين حالت از بيمارى ديدى كه نياز به رگ زدن هست ، بايد وقتى رگ بزنى كه درجهء تب پايين آمده است . بهتر آن است بيمار بعد از پاكسازى آبجو بخورد . غذايش از قبيل آش غوره‌اى با كدو و كمى بادام باشد . بايد رختخواب و جاى خواب بيمار سرد باشد و بايد خوش‌بوهاى سردمزاج و سردىبخش بو كند . اگر قرص كافور را براى بيمار تجويز كردى ، راوند چينى را با آن مخلوط مكن ! ممكن است تو را به اشتباه اندازد ؛ زيرا اگر زبانش سياه شد ممكن است فكر كنى كه از اثر حرارت موجود در رگهاى زبان است كه سياه شده است - چنان كه اين حالت سياه شدن زبان را در بيماران برسام و بيماريهاى سخت مىبينى . فصل بيست و چهارم تب ورمى ممكن است در تن بيمار ورمى باشد كه درد آن سبب گرم شدن بدن گردد و تب روزانه سر بر