أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
580
قانون ( فارسى )
بيمار نخواهد بود . و در حقيقت اگر جراحى برحسب اصول و بدون غلط صورت گيرد ، از باقى گذاشتن قسمتى از استخوان كه ترك به آخرش رسيده است ، هيچ آسيبى رخ نمىدهد . بعد از آنكه نشتر و كارد و غيره يعنى ابزار آهنى را در عمل استخوان به كار بردى ، پارچهاى كتانى را درست به اندازهء حجم زخم ببر و در روغن گل بخيسان و بر زخم بگستر كه دهانهء زخم را بپوشاند . بعد از آن پارچهاى ديگر بياور و آن را دولا يا سهلا كن و در شراب و روغن گل كه بهم زده شوند خيس كن ! اوّل روغن گل را بر همهء زخم بمال و بعدا اين پارچه دولا يا سهلا شده را - كه در شراب و روغن گل خيس شده است - با نهايت دقت و آرامى - كه بايد پارچه نيز بسيار سبكوزن باشد - بر زخم بگذار طورى كه بر صفاق سنگينى نكند . بعد از آن باندى پهن بر بالاى پارچه بگذار و تند ببند ! منظور از باند فقط همين باشد كه اين پارچهء خيس شده در شراب و روغن گل را نگهدارد . آنگاه علاج تسكين التهاب و داروى از بين بردن تب را به كار ببر ! پردهء پوششى بالايى زير باند را مداوم وسيلهء روغن گل نمناك گردان ! روز سوم باند را باز كن و زخم و محل جراحى شده را از رطوبتها پاك كن و علاج روياندن گوشت را شروع كن و داروى جلوگيرى از التهاب را به كار گير و گردهاى دارويى را كه به اسم داروهاى سر مشهورند ، بر صفاق بپاش ! و اين معالجه را ادامه بده تا گوشت بر استخوان مىرويد - به شرطى كه استخوان عمل شده از آن استخوانهايى باشد كه به پوشش گوشت عادت دارند - در هر حال كوشش كن كه هرچه سريعتر گوشت فراخ زخم و شق شده را پر كند . بقيهء داروهايى را كه در علاج زخمها بيان كردهايم مورد استفاده قرار ده ! » پولس مىفرمايد : « بسيار رخ مىدهد كه بعد از معالجهء استخوان وسيلهء ابزار آهنى ، صفاق ورم مىكند و حتى بعضى اوقات صفاق ورم كرده از ستبرى استخوان بالاتر مىآيد و گاهى از پوست هم بالاتر مىنشيند و در عين حال نسبتا سفتتر از حالت طبيعى مىشود كه طبيعت را از حركت بازمىدارد . كه وقتى اين ورم و اين حالت بر بيمارى مىآيد ، كشيدگى در بدن و روىآورهاى بد ديگر نيز رخ مىدهند و پيامدش مرگ است . » آرى گاهى ممكن است از اثر معالجهء استخوان سر پردهء نازك آستر كاسهء سر ورم كند ، اما اين ورم از چيست ؟ - ورم كردن صفاق در چنين حالاتى چندين سبب احتمالى دارد كه از قرار زيرند : 1 - استخوانى بيرون آمده و برجسته شده و در صفاق خليده است . 2 - فتيلههاى علاجى بر صفاق سنگينى كردهاند . 3 - صفاق سرما خورده است . 4 - بيمار در حين معالجه بيشتر از اندازه خوراك خورده است و يا بيش از حد لازم شراب و نوشابه نوشيده است . 5 - سببى نهانى رخ داده و صفاق را متورّم كرده است . اگر سبب آشكار بود و احتمال پنجم نبود كه سبب نامعلوم باشد ، بايد هرچه زودتر سبب را بر طرف كرد . و اگر سبب پنهان و نامعلوم بود ، كوشش كن كه علاجش را بيابى . مثلا اگر ديدى