أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
34
قانون ( فارسى )
مىشوند كه از اين قرارند : 1 - انسانى خود را نمىشويد ، چرك و كثافت سوراخهاى زير پوست بدنش را سد مىكند . 2 - گرد و غبار ، سبب بند آمدن مسامهاى بدن مىشود . 3 - گاهى سرما همين كار را مىكند ، پوست را سفت و خشك مىگرداند و مسامها را به هم مىآورد . 4 - ممكن است آبتنى و شنا كردن در برخى آبهاى گيرنده سبب سفتى و خشك شدن پوست شود و مسامها سد شوند . 5 - احتمال دارد كه تابش گرم آفتاب بر پوست اثر ناگوار بگذارد و خشك گرداند و سوراخهاى ريز به هم آيند . اين پنج حالت در يك رده بودند و ارتباط با پوست آدمى داشتند و مسألهء بند آمدن سوراخهاى زير پوست بود . ممكن است راهبندان در پرزهرگها ، جويرگها ، دهانهء رگها و در لولهرگهاى تن رخ دهد و تب روزانه مهمان ناخوانده شود . اگر گفتند تب روزانهء بندآمدنى ، منظور تب روزانهء اخير است كه بندآمدنى در رگها به وجود آمده است . در چنين حالتى تحليل رفتن موادى كه بايد تحليل برود كم است ، پرشدگى رگها در بدن و در نتيجه پرشدگى بدن به حالت غير طبيعى زياد مىشود ، مواد ريختنى حبس مىشوند و بيرون نمىريزند ، راه تنفس بر اندامان بسته و راهبندان و بنبستها ايجاد مىشوند ، بخار زياد در اندرون جمع مىآيد ، كه اين بخار گرم است و تحليل نمىرود و سبب توليد حرارت شديد در بدن مىشود . اين گرمى - كه از اثر بخار جمع آمده و غير قابل تحليل رفتن است - تنها در ناتوانترين اندامان اثر مىكند و تب روزانه رخ مىدهد . منظور از اندامان ناتوان ، اندامان و رگهاى باريكند كه روان در آنها است . اگر اين گرماى شديد ناشى از جمع آمدن و حبس و تحليل نرفتن بخارها بر خون در جويرگهاى فراگيرندهء خون اثر بگذارد و خون را مشتعل سازد ، تبى رخ مىدهد كه آن را سونوخس ( تب خونى ) نامند - كه بعدا توضيح بيشترى در اين باره خواهيم داد . اين حالت تب ( سونوخس ) را مىتوان تب ناشى از خلط ناميد ؛ اما نشايد آن را در ردهء تبهاى عفونى قرار داد . بايد سبب تب سونوخس را مشتعل شدن و به جوش آمدن و گرم شدن خون و در نتيجه گرم شدن بدن دانست . اگر جمع آمدن و گرم شدن بخارهاى حبس شده از اثر بندآمدنيها و بسته شدن راه تنفس بر اندامان به بنبست رسيده به حدى رسيد كه عفونت به بار آورد و تنها به گرم كردن و مشتعل شدن خون اكتفا نكرد ، تبى كه از آن ناشى مىگردد ، تب عفونى ناميده مىشود . - چگونه راهبندانى و در چه حالتى سبب تب مىشود ؟ 1 - ممكن است هم خلط و هم خون بيش از اندازه و زياد و خارج از حالت طبيعى در بدن باشند و بخارى كه از اين مقدار زياد برمىخيزد عادتا زياد بوده و گرمايش زياد است و سبب تب