أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

532

قانون ( فارسى )

بيمار ببند . آنگاه زند و آرنج طرف آسيب‌ديده را به‌طور معلق به گردن بيمار بياويز ! [ دست شكسته و بال گردن است ] . تا هفت روز يا بعد از هفت روز آن را باز مكن و همينطور بسته و معلق بماند و غذاى بيمار را نوعى تعيين كن كه گوهر غذايى لازم به بدن و در نتيجه به جاى آسيب‌ديده برسد و نيرو گيرد . اگر استخوان سر بازو خيره‌سرى كرد و تا آن را به جاى خود برگرداندى باز در رفت ، ناگزير بايد داغ بگذارى - كه دستور داغ‌گذارى در اين حالت را ياد گرفتى ! دررفتن شانه از جاى خود ما در اين باره اشاره‌اى كرديم و گفتيم چنين چيزى رخ نمىدهد . اين عقيدهء من عين عقيدهء سقراط و جالينوس است كه هر دو گويند اگر يك چنين چيزى رخ دهد از عجايب است . فصل پنجم منحرف شدن استخوانك سردوش گاهى رخ مىدهد استخوان كوچكى كه در سر دوش انسان قرار دارد از جاى خود بلغزد و گوديى در جايش احساس شود ؛ چنان كه در حالت بركندگى ديده مىشود . علاج بايد اين لغزيده استخوانك را بكشى ، همچنانكه در علاج استخوان شكسته براى برهم آوردنش آن را مىكشى . امّا كشيدن اين لغزيده بايد با فشار انگشت همراه باشد . فشار دهى و آن را به سوى جاى طبيعى خودش سوق دهى و برگردانى ، و به همان ترتيب كه استخوان چنبر لغزيده را به وسيلهء بالشتكها مىبندى آن را نيز ببندى . همين دستور و روش بستن وسيلهء بالشتكها ممكن است به زور هم شده لغزيده را در جاى اصلى بنشاند و كار به خوبى انجام شود . اما در اينجا هيچ به آن اندازه به تند پيچيدن و نگهداشتن در جاى خود نياز مبرم ندارى كه در بستن و نگهدارى استخوان چنبر داشتى . اين را از ياد مبر ! فصل ششم دررفتگى آرنج آرنج از اندامانى است كه به زحمت و ندرت بركنده مىشد و در مقابل اگر بركنده شود دشوار جاى آيد ؛ زيرا زردپيهاى ارتباطى در آرنج بسيار محكم هستند ، كوتاهند و گودى بند مانع دررفتن مىشود . گاهى ممكن است استخوان بند آرنج اندكى تكان بخورد و لغزش كند . و گاهى ممكن است