أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
515
قانون ( فارسى )
اگر اجزاء فاسد شدهء استخوان به مفصل ( بند استخوان ) نزديك است ، استخوان فاسد شده را از مفصل بيرون آور ! اگر استخوان در زند است و همهاش فاسد شده است ، يا استخوان در ساق پا است و به كلى فاسد شده است ، همگى را بيرون آور ! اگر استخوان سر ران و استخوان سرين و مهرهء پشت فاسد شده باشند ، از معالجه دست بردار ! زيرا چنان كه گفتيم ممكن است آسيب به نخاع رسد . فصل نهم پارههاى استخوان باقى مانده ممكن است قرحهاى در بدن بوده و خوب شده است ، اما قطعه استخوانى نازك يا پوستهاى از استخوان در داخل مانده باشد ؛ كه مىخواهى بيرون آيد . بهتر آن است در بيرون آوردنش شتاب نكنى . اين كار را به عهدهء طبيعت واگذار و خودت به طبيعت كمك كن تا قطعه استخوان خود به خود از راه طبيعى بيرون مىآيد . كمك طبيب در اينجا تنها آن است كه كم و به تدريج داروى جذبكننده استعمال كند . در نتيجه طى مدتى نسبتا دراز بخش زائد خود به خود سر بر آورد و بيرون آيد . اما با دست حركت دادن و به وسيلهء دارو تحريك كردن و وادار كردن چنين گير كردهاى ، در داخل پيامدهاى بد دارد و قرحهها و ناصورها پديد مىآورد . همينكه قطعهء نازك استخوانى از جاى خود كمى جنبيد ، طبيعت آن را به سوى پوست دفع مىكند و در اين جدا شدن از پوست سر بر مىآورد و با چشم ديده مىشود . همينكه از پوست بيرون آمد ، تو زخم جاى بيرون آمدنش را معالجه كن ! پارههايى از غشاء نيز ممكن است همچون قطعههاى نازك استخوانى در داخل قرحه ، يعنى در داخل گوشتى كه قرحه داشته و خوب شده است باقى بماند . بايد بگذارى تا در حكم ديد آيند . نبايد به زور آنها را بيرون آورى و عجله كنى ؛ كه اگر عجله به خرج دادى و به زور آنها را بيرون آوردى ، بايد منتظر خطر تشنج و عقل درهم شدن بيمار و روى آوردن حالت تب باشى . اما اگر جايى كه ريزه استخوان يا پارهء غشاء در آن گير كرده چرك كرد ، اگر در بيرون آوردنش عجله به خرج دهى چندان زيان ندارد . اگر مىخواهى داروهاى جذب چنين چيزهاى باقىمانده در داخل گوشت را بدانى ، اينك چندين داروى تركيبى . نسخه : روغن كهنه شدهء زيتون ، موم زرد ، برموم . موم زرد و برموم به اندازهء روغن زيتون باشند . همه را باهم بر آتش گذار بگدازند ؛ آنگاه شير گياه شير سگ يك جزء ، شير گياه لبانه يك جزء ، زراوند سه جزء . همهء اينها را در آن گداختهء موم و برموم كه با روغن كهنهء زيتون بودند درهم بسرش و از