أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
495
قانون ( فارسى )
كافى . از همهء اينها مرهم ساز و بر قرحه استعمال كن ! نسخهء ديگر : مردارسنگ نود مثقال ، روغن زيتون نود مثقال ، زراوند و مازوى سوراخ نشده هريك هفت مثقال ، اندران هفت مثقال ، خاكهء كندر چهارده مثقال . همه را باهم بر آتش بگذار و با قسمت پايينى آن را به هم زن و حركت ده ! داروى ماليدنى بر قرحه مىشود . فصل يازدهم ناصور و پوستبركندگى علاج قرحههاى ناصور ناصور چيست ؟ چه حالتى دارد ؟ و چند نوع است ، همه را قبلا گفتهايم و شناختهاى ! بيرون دادن چرك آبكى و رطوبتهاى فاسد را به وسيلهء ژست گرفتن جاى قرحه يا نشتر زدن و دريدن نيز سابقا شرح دادهايم ، حال در اينجا به علاج ناصور مىپردازيم و آنچه را كه ويژه به ناسور است شرح مىدهيم . اگر ناصور تازه برآمده و هموار است و در گوشت فرو نرفته است ، يا ناصور كهنه است و سفالى شدهاش بسيار زياد در گوشت فرورفته است - كه اين حالت دوم علاجش دشوار است - دستور معالجهشان آن است كه در ذيل آيد : حتما بايد هرچه به حالت سفالشدگى در گوشت فرورفته است از هر دو طرف قرحه بركنده شود و هيچ ذرهاى از آن نماند . وسيلهء بركندن آن ، ابزار ويژهء برچيدن اين چيزها يا غير آن يا داغ آتشى باشد و يا داروى داغگذار فرقى نمىكند ؛ بركندن و ريشهكن كردن اين سفالىشدهء در گوشت فرو رفته ضرورى است . اگر قرحه در چنين حالتى باشد علاجش دشوار است و از آن دشوارتر آن است كه در نزديك پىرگ يا اندامى ارزنده باشد . ممكن است بيمار قرحهء ناصورزدهء حالت دوم ، باقى گذاشتن ورم را بر علاج ترجيح دهد و تحمل معالجه بر او دشوارتر از وجود ناصور باشد . گاهى ممكن است ناصور خشكاننده باشد ؛ چربى داخل گوشت را بخورد و گوشت بدون چربى مانده را - كه مرده است - بخشكاند و برهم آيد و مثل اين باشد كه دارد خوب مىشود . مدتى آرام باشد بدون اينكه بهطور كامل به هم آيد و خوب شود . اگر بيم داشتى كه اين چربى خوردن و خشكاندن گوشت ممكن است رخ دهد و خواستى علاجش كنى ، بايد ناصور را از هر نوع گوشت ناپسند و چربى آلوده تخليه كنى و داروهاى خشكاننده را در آن بچپانى و ولش كنى . كه اگر روىآورى نامتوقع مثلا اشتباهى در آكندن دارو رخ نداده باشد ، يا رطوبت مزاج بر اندام چيره نشود ، يا آبى بدان رخنه نكند ، يا بيمار طورى بر قرحه نخوابد كه آزار زياد بيند ، يا ضربتى بر قرحه وارد نيايد يا سرفه بر بيمار نيايد و يا لرز نگيرد كه ريس را پنبه كند ،