أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
484
قانون ( فارسى )
و انسان قرحهزده در وضعيتى بودند كه امكان جابهجا كردن در وضعيت قرحه اجرا شود و شكلى غير طبيعى به خود بگيرد ، يعنى اگر دهانه رو به پايين نيست و مىتوان طورى اندام جاى قرحه را تغيير داد كه دهانهء قرحه رو به پايين قرار گيرد و چرك و پليدى بتواند به آسانى از آن فرو ريزد ، باز خوب است و چنين كن ! اما اگر اين جابهجا كردن و تغيير وضع و حالت دادن نيز امكان نداشت ، ناگزير بايد قرحه را تا بيخ بردرى و هيچ حالت گوديى در آن باقى نگذارى . با ميل نك تيز در بيخ قرحه سوراخ ايجاد كن كه سوراخ ميل ، دهانهء دومى و پايينى قرحه شود و چرك و كثافت از آن فرو ريزد . تو هر دو حالت را بررسى كن ! اگر دريدن قرحه خطرناك است ، آن را با ميل سوراخ كن و اگر سوراخ كردن را مصلحت ندانستى قرحه را بدر ! اگر تصميم گرفتى كه قرحه را سوراخ كنى ، باند را از دهانهء اصلى شروع كن و قرحه را ببند تا به آخرين نقطهاى كه سوراخ كردهاى مىرسى . اگر قرحه را تا ته دريدى طرفهاى بالايى را از هر دو طرف بايد تند بپيچى . بايد مواظب باشى كه از باندپيچى شديد درد و آزار به بار نيايد و نكند بستن چنان باشد كه قرحه ورم كند . اگر دريدن قرحه ممكن نيست و به سوراخ كردن اكتفا كردى ، يا حالت طبيعى قرحه و اندام قرحزده بر مرام بود ، قرحه را شستشو ده ! فتيلههايى را در قرحه فرو بر كه هم پاكساز و هم رويانندهء گوشت باشند ، يعنى فتيله داراى اين دو نيروى علاجى باشد ؛ كه در اين حالت نيروى پاكساز مانع كار نيروى رويانندهء گوشت نمىشود . البته ما در اين مورد داروهاى آزمونشدهء خوبى داريم كه از قرار زيرند : مرهم رسل كه من خودم آن را در علاج چنين قرحههايى به كار بردهام و هميشه اثر بسيار خوب داده است . اگر لوفاى بزرگ را در قرحه جا دهى و قرحه را از آن بياكنى اثر دارويى شگفتآور مىبينى . در درجهء دوم گياه هميشه بهار و در درجهء سوم زنبق و در درجهء چهارم آرد گاودانه مىآيند . اگر قرحه از نوع پناهگاهى است ، زود بدادش نرسى پوست بر آن به خوبى نمىچسبد ؛ ليكن مىتوانى پوست را بر قرحهآورى و خشكش گردانى كه شبيه به پوست درست و طبيعى شود . قرحههاى فرورفته ، قرحههاى غار و قرحههاى پناهگاهى هيچ وقت از استعمال داروهاى پاكساز قرحه كه به حالت عادى استعمال شوند - يعنى بر آنها بپاشى يا بگذارى يا بمالى - چنان كه لازم است پاك نمىشوند و به حالى درنمىآيند كه گوشت در آنها برويد . در علاج اين چنين قرحههايى بايد داروهاى مايع شستشودهنده را به وسيلهء ابزار تزريقى در قرحه تزريق كنى يا فتيلههاى پاكساز را در قرحه فرو برى . بويژه اگر وضعيت و شكل قرحه و اندام چنان نباشد كه با فشار دادن و بستن قرحه از آلايش پاك شود - چنان كه سابقا به آن اشاره كرديم - بايد داروى شستشودهندهء چنين قرحههايى آب مخلوط با شراب باشد . خاكستر آب شستشودهندهاى بسيار قوى است و قرحهء كمچرك و پليدى خاكستر آب را تحمل نمىكند . آب دريا در شستشو دادن تأثيرش به خاكستر آب نزديك است . آب دريا هم مىشويد و هم