أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
480
قانون ( فارسى )
شديد نيز پديد مىآيد . در چنين حالتى بايد بدن پاكسازى شود و پاكسازى بدن به وسيلههايى باشد كه در بحث راجع به چنين حالتى از پاكسازيها ذكر شدهاند . و بايد با اينكه بدن را از آلودگى پاك مىكنى ورم را نيز از مادهء ورمآور پاكسازى كنى . بهترين پاكسازى ورم در چنين حالتى آن است كه در حالتى كه بدن از آلايش پاك است وسيله داروى باسليقون و امثال آن قرحه را از درد و آزار حفظ كنيم و نگذاريم قرحه آزار بيند و دارو را حاجز و ميان پردهمانندى در ميان اندام و قرحه قرار دهيم كه درد اندام ورمكرده به هيچ وجه به قرحه سرايت نكند . سفارشى هست كه بايد آن را بشنوى و الگوى كار قرار دهى . و آن اين است كه بديهى است دارويى را كه در علاج قرحه به كار مىبرى يا سازگار است يا ناسازگار ؛ اگر دارو سازگار است - حتى اگر فايده هم ندهد - زيانى در بر نخواهد داشت . امّا اگر داروى علاجى ناسازگار است ، ناسازگارى دارو چند احتمال دارد : 1 - دارو تأثيرش از حد لازم و متوقع كمتر است و دارويى است ناتوان . و چيزى كه از آن متوقع است ، از قبيل خشكاندن يا پاك كردن قرحه از پليديها و غيره كمتر صورت گرفته است . اما چيزى را فاسد نكرده است ؛ پس در اين حالت بايد دارو را تقويت دهى و تأثيرش را بيفزايى . 2 - ناسازگارى از طريق ديگرى بوده و از كمتأثيرى دارو نباشد . مثلا بيش از آنكه توقع دارى گرمىبخش است و از حرارتى كه دارد قرحه را سرخرنگ مىكند و دچار التهاب مىگرداند . كه در چنين حالتى بايد نيروى اثربخشى دارو را كاهش داد و كارى كرد كه بىدرنگ التهاب فروكش كند . به اين ترتيب كه مرهم دارويى سردىبخش استعمال كنى و تلافى اين حرارت بيش از حد لازم را درآورى . 3 - يا مىبينى كه از اثر دارو رنگ قرحه به سياهى يا زرد مايل به سياه مات ( بدرنگى ) گراييده است ؛ كه نشان از آن است و دارو بيش از حد لازم سردى بخشيده يا آنقدر كه كافى باشد گرمى نبخشيده است ؛ كه در اين حالت بايد نيروى گرمىبخشى دارو را افزايش دهى . 4 - يا مىبينى كه قرحه از اثر دارو به چنان سستيى رسيده است كه لازم نيست . در اين حالت بايد دارو را با داروهاى گيرنده و خشكاننده از قبيل : گلنار و مازو و غيره تقويت كنى . 5 - يا دارو قرحه را بيشتر از لازم خشكانيده است ؛ كه بايد دارو را به حالتى درآورى كه خشكيدن را تلافى كند و اين نوع از داروها را ذكر مىكنيم . 6 - يا دارو قرحه را مىخورد و قرحه را ژرفاروتر مىكند - كه اين حالت را توضيح مىدهيم - در چنين حالتى بايد از تأثير زدايندگى دارو بكاهى . بسيار رخ مىدهد كه مزاج بيمار در سوء مزاجى از سوء مزاجها بسيار زيادهروى كرده است . و دارو به سبب اين سوء مزاج بدنى بيمار ناسازگار از آب درآمده است ؛ كه اگر چنين بود بايد دارو را چندان تقويت كنى كه بر ضد سوء مزاج شديد بيمار مقاومت كند و يا اقلا سوء مزاج را از شدت بازدارد و سبكترش كند كه دارو بتواند بدون تقويتشدگى بهرهاى برساند .