أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
466
قانون ( فارسى )
ملاحظهء مهم در اينجا است كه كبره يا خشكريشهء داروئى بسا زود خود به خود از جاى بركنده مىشود و از كمترين مقاومتى ميدان را خالى مىكند ؛ مثلا از فشار برجهيدن خون يا هر سبب مشابهى برمىافتد و هرگاه خشك ريشه برافتاد ، كارزار است و خونريزى شروع مىشود و نگرانى اميد را از ميان مىبرد . هم ازاينرو است كه گويند ، بايد داغ به قصد كبره گذاشتن بر دهانهء رگ ، با آهن سرخ شده در آتش باشد تا كبرهء ستبر و ريشهدار بهوجود آورد و به آسانى نيفتد و چندان دوام كند تا گوشت تازه برويد و نيازى به كبره نماند . و اگر داغ گذاشتن شديد نباشد ، كبرهء تنك و ناتوان به بار مىآورد ، كه از كمترين سببى مىافتد كه هيچ بلكه مادهء زيادتر از قبل را جذب مىكند و گرمى زياد از حد را با خود مىآورد . امّا اگر داغ نيرومند بگذارى كه كبرهء خوب بسازد ، كبرهاش دهانهء رگ را پر مىكند و ترك را از بين مىبرد و رگ خون جهان را لاغر كرده و مىگيرد . داروهاى داغگذار خوب كه كبرهء ميانه در نيرومندى و ناتوانى مىسازند عبارتند از : نسخه : سفيدهء تخم مرغ را با آهك مخلوط كن و درهم بسرش ! آهك زنده باشد . پشم خرگوش يا امثال آن را بدان بيالاى و بر جايى كه مىخواهى بگذار و ببند ! داروى زير داغگذار بسيار خوبى است : زيره و آهك را به هم زن و بر جاى لازم بگذار و ببند و اگر زاج زرد يا زاج ديگرى با آن باشد بهتر است . داروهاى داغگذارى كه ذكر شدند گيرنده و داغ گذارند . آهك داغگذار است اما چندان تأثير گيرندگى ندارد كه به حساب آيد . اگر داروى داغگذار تا حدى تأثير گيرندگى در آن باشد ، كبرهاى كه از آن بهوجود مىآيد بيشتر مىماند و ژرفاروتر است . سرگين الاغ و گوهر سرگين الاغ ، هم داغگذار است و هم پوشاننده و چسبان . اينك داروهايى كه داغگذار نيستند امّا چسبان و پوشانندهاند و از خاصيت چسبندگيى كه دارند خون را بند مىآورند . گچ شسته ، سقز درخت بنه بر آتش پخته ، نشاسته ، گرد آسياب ، صمغها ، كندر ، انگم درخت صنوبر ، گل شاموس ( كوكب الارض ) مويز انگور به تنهايى داروهاى خوبى هستند . گويند قورباغه هم از اين نوع داروها است . داروهايى كه وسيلهء خشكانيدن و جوش دادن ، خونريزى را بند مىآورند عبارتند از : الوا ، خاكه ارهء كندر و هستهء مويز خوب كوبيده . مازو را با روغن چرب كن و آتش زن و همينكه كاملا شعلهور شد خاموش كن ! علاج خونريزى است . گياه پاپيروس ، انگم بودادهء صنوبر ، زنگ آهن ، سرگين سوختهء اسب و ماديان ، سوختهء سرگين