أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

464

قانون ( فارسى )

كن اگر داروى چسبان و پوشان خوب بر موضع چسبيده است ، به هيچ وجه آن را برمكن ! ليكن داروهاى ديگرى پهلوى آن دارو بگذار كه از همان جنس باشند و كمى آن را نمناك كنند . اگر احيانا وقتى پوشش سر دارو را برداشتى دارو خود به خود افتاد ، پايين‌تر از جاى دارو را از طرفى كه راه خون آمدن است با انگشت بگير و با سر انگشت بر آن فشار ده كه خاطرجمع شوى كه خون ديگر با فشار برنمىجهد . آنگاه آنچه را كه از جاى بركنده شده و از جاى تكان خورده و لق شده است بينداز و داروى تازه‌اى از همان جنس به جايش بگذار ! حالت اندام به صورتى باشد كه مناسب و بهداشتى و احتياطآميزتر است . يعنى اگر دهانهء گشودهء رگ بالاتر از منشأ رگ يعنى در پايين‌تر از روده‌ها يا پايين‌تر از زهدان است ، بيمار بر بسترى بخوابد و طرفهاى پايين آن را چندانكه ممكن است بلند كنند و طرف بالين بيمار را چندانكه ممكن است و تا بيمار از آن به درد مىآيد پست كنند . مدت سه روز بر اين حال و در چنين بسترى باشد تا خونى كه هست فرو ريزد . گفتيم ممكن است پر كردن و آكندن دهانهء رگ را در علاج استعمال كنى ، تفصيل آن چنين است : اگر شريان بزرگ دهان باز كرده و خونريزى از آن است ، فتيله از پشم خرگوش يا تارتارتنك يا پنبه نازك و زده و يا پارچهء كتانى فرسوده درست كن و گردهاى دارويى چسبان و پوشنده و بازدارندهء خون را بر آن بپاش و مانند لقمه در دهان گشودهء رگ داخل كرده و آنگاه باندپيچى كن ! شايد اگر فتيلهء كذايى تنها از پشم خرگوش باشد و دارو هم بر آن نباشى كافى باشد . بايد جاى خونريزى را - كه دهانه‌اش را آكنده‌اى - بسيار محكم بپيچى كه تا سر رگ گشوده به هم جوش نخورد باز نشود . دست از فتيله بردار و نگران مباش چون طبيعت عهده‌دار بيرون آوردنش مىشود و كم‌كم آن را بيرون مىدهد ؛ كه در غير اين حالات نيز طبيعت همين كار را انجام مىدهد . تا اينجا بحث در آكندن دهانهء رگ وسيلهء لقمهء كذايى بود . اما گفتيم پر كردن بدون لقمه نيز يكى از علاجها است . دستور آن بدين‌گونه است : چيزى را بر دهانهء رگ بگذار امّا در دهان رگ فرو مكن ! آن چيز را محكم بر دهانه ببند كه خون را حبس كند . مثلا بالشتك بگذار و بويژه اگر بالشتك از ابر مرده باشد چه بهتر . بالشتك را بر دهانه بگذار و باندپيچى را محكم به عمل آور كه هم باند محكم باشد و هم شدت تند بستن زياد باشد . باندپيچى در اينجا - كه براى بند آوردن خون است - بايد برعكس آن نوع از باندپيچى باشد كه براى جذب خون است . باندپيچى جذب خون بايد نزديك دهانهء رگ باشد و به سوى جهت مقابل و عكس پيچيده شود و تند بستن بايد به تدريج صورت گيرد . اما در اينجا مسأله بايد كاملا عكس باشد . اين را نيز بدان ! كه اگر بالشتكها و باندها سست و گسستنى باشند زيان فراوانى به بار مىآورند ؛ زيرا به جاى بند آوردن خون جذب خون مىكنند و بهره‌اى را كه از بستن توقع دارى كه حبس كردن خون و پر كردن دهانه است درست برعكس به دست مىآيد . بايد در