أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
460
قانون ( فارسى )
دارم و مىگويم : بر جوشيدن خون به صورت غير طبيعى از اندامان تن - بهطور عموم - حالات مختلف دارد . در بعضى اندامان خون به حد زياد بيرون مىريزد ؛ مثلا اگر خون از كبد يا از ريه بيرون جهد هميشه زياد مىريزد . اندامانى هم هستند كه خون تراويده و برجهيده از آنها عادتا كم است . در هر دو حالت ممكن است خونريزى خطرى در برداشته باشد و امكان دارد خطرى نداشته باشد . مثلا ريه و بينى را در نظر بگير ! اگر خون از كبد بريزد خطرناك است ولى خونريزى بينى چنين نيست و هر دو يعنى كبد و بينى خون به حد زياد از آنها مىريزد . يا مثانه و كليّه و زهدان را نمونه بياوريم ؛ از اين سه اندام خون زياد برنمىجهد و نمىريزد ؛ اما ممكن است مدت خونريزى به طول بينجامد و عاقبت به خير نباشد . بايد حالت شريانها را نيز بر اندامهاى ذكر شده قياس كرد ، شريانى هست كه خونريزى از آن بسيار خطرناك است ؛ مثلا شريان بزرگ كه بر دست و پاها است اگر بگسلد و خونريزى را سبب شود ، اكثرا انسان را به مرگ مىسپارد و خون بند نمىآيد ؛ امّا در بعضى شريانها حالت نوعى ديگر است ؛ مثلا اگر شريان واقع در كاسهء سر گسسته باشد ، بند آوردن نزيفش آسان است و تنها آن را ببندى كافى است . و بسيار رخ مىدهد كه شريان كوچك است كه نزيف كرده و خود به خود نزيف آن بند آمده است . - چگونه بدانيم كه خون ريخته و بيرون جهيده خون شريان است يا خون ديگرى است ؟ - خون كه از شريان باشد با فشار مىآيد ، تپشى است ، كممايهتر و ارغوانىرنگتر از خون ديگرى است و سياهرنگى و تيرهرنگيش به خون وريدى نمىرسد . اين را نيز بدان ! كه اگر كسى با تخليهء خون روبرو شد و بويژه اگر خون شريانى بود و خونريزى از اندازهء متوقع بسيار بيشتر شد و انسان را به تشنج مبتلا كرد ، دليل بر بدحالى آن شخص است . و اگر در اين حالت بيمار سكسكه كرد ، پيك مرگش نزديك شده است . و اگر سكسكه كرد و غش هم كرد ، معنايش اين است كه مرگ تشريف آورده است و او را مىبرد . اگر خونريزى بيمار دوام يافت و انسان به پرتوپلاگويى و درهمبرهم شدن عقل رسيد ، زنگ خطر است . اگر در اين حالت تشنج هم سربار شد ، اكثرا بيمار به آن دنيا كوچ مىكند . دستور علاج نزيف خون وقتى كه نزيف خون هست و مىخواهى آن را متوقف كنى ، دستوراتى هست كه بايد از آنها پيروى كنى كه از اين قرارند : اگر نزيف خون هست و قرحه هم هست ، بايد اوّل نزيف را بند آورى و بعدا به علاج قرحه بپردازى ! اگر ديدى و تشخيص دادى كه موجب خونريزى سببى است ثابت ، مثلا وجود خوره يا امثال آن سبب خونريزى شده است ، تا سبب را از بين نبرى نمىتوانى خونريزى را بند آورى . اگر چنين سبب ثابتى هست امّا خونريزى چنان اقتضا مىكند كه بند آوردنش به تأخير