أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
435
قانون ( فارسى )
كار مىرود ، خشكمزاجتر از بدن بيمار باشد . براى مثال كندر اگر بر زخم در بدنى خشكمزاج باشد و خشكمزاجى چيره باشد ، رويانندهء گوشت نيست . اين اندازهگيرى و بررسى بدن و دارو در مزاج و غيره را بايد از راه تجارب به دست آورى كه كدام دارو در كدام نوع از زخم اثر مثبت دارد و در كدام زخم كدامين بدن اثر ندارد . از پاكى و چركينى زخم مىتوانى سرنخى را به دست آورى كه بايد چه دارويى را استعمال كنى . اگر داروى خشكمزاج را بر زخمى استعمال كردى و ديدى كه نشانى چندان از رويش گوشت نيست ، دارو را كمى رطوبىتر گردان ! و اگر ديدى كه زخم چركين است ، داروى خشك مزاج و خشكاننده را بيشتر خشكمزاج و خشكاننده كن و به حالتى درآور كه به كار آيد و بر گوشت روياندن دوام يابد . ممكن است بدن كسى نسبت به نوع معينى از دارو تأثيرپذير نباشد ، و اگر تنها آن دارو را بر زخمش استعمال كنى كارى از پيش نبرد ؛ پس بايد در اينجا نيز ملاحظه كنى و داروها را اعم از ناتوان و توانا برحسب تشخيص و مصلحت ديد خودت درهم مخلوط گردانى . مرهمهاى لازم در علاج زخم و هنگام نياز به استعمال مرهم را سابقا دانستهاى و نياز به تكرار نيست . نبايد تنها بر استعمال داروى خشكاننده دوام كنى يا فقط بر استعمال داروى رطوبتبخش متكى باشى . بايد - چنان كه گفتيم - در اينجا نيز تجربه حاصل كنى و دريابى كه كى بايد خشكاننده و كى بايد نمبخش را به كار برى ؟ حالت قرحه و حالت مزاجى بدن را در نظر بگير و بر قياس خود عمل كن ! مثلا اگر بدن ترمزاج است و قرحه خشك ، يا بدن خشك مزاج است و قرحهتر ، يا بدن و قرحه هر دو خشكمزاجند يا هر دو ترمزاجند ، بايد بدانى كه در هريك از اين حالات چه كار كنى . در حالت اول كه گفتيم بدن ترمزاج باشد و زخم و قرحه خشكمزاج ، داروى خشكانندهء كم توان از قبيل : كندر و آرد باقلى يا آرد جو و امثال آنها كافى است . اگر بدن خشكمزاج و قرحه بسيار تر است ، بايد داروى معالج به نسبت داروهاى رويانندهء گوشت بسيار خشكاننده ، از قبيل : زراوند ، بيخ جواشير و سوختهء زاج باشد . در بقيهء حالات كه مثلا بدن و زخم هر دو ترمزاج يا هر دو خشكمزاجند ، داروهاى حد وسطى مناسب است از قبيل : زنبق و آرد لوبيا گرگى . گاهى ممكن است دارويى خاصيت رويانندگى گوشت در آن باشد ؛ يعنى نيروى خشكانندگى و زدايندگى را دارا باشد ؛ امّا تأثيرى كه دارد بيش از حد لازم بوده و پا از حد مطلوب فراتر گذاشته باشد . و اگر آن را استعمال كنى چندان زخم را مىخشكاند كه حتى چرك و كثافت را در داخل ورم حبس مىكند و نمىگذارد مادهء سزاوار گوشت شدن به زخم درآيد و زدايندگيش به حدى باشد كه خوره بشود . در اين حالت بايد چنين دارويى را كه در خاصيت زيادهروى مىكند با داروهاى ضد خاصيت آن مخلوط كنى تا وادار به ميانهروى شود و دست از