أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

405

قانون ( فارسى )

عقلش درهم شود . پيدايش بهره‌رسانى گوشت و آبگوشت مار و نشانى زمانى كه وقت آن رسيده باشد كه دست از خوردنش بردارد ، اين است كه جذامى شروع به بادكردگى مىكند و جسمش باد مىكند و ممكن است عقلش درهم برهم شود ، بعد از آن پوست مىاندازد و بهبود مىيابد . تا نبينى كه بيمار به حالتى از سراسيمگى رسيده و تا نبينى كه باد كرده است بايد بر اين گوشت و آبگوشت خوردن دوام يابد و تكرار شود . يكى ديگر از داروهاى مارى كه مدحش مىكنند به قرار زير است : مار سياه پوسته‌انداز را در ديگ اندازند و به وزن پنجاه و شش مثقال سركهء بسيار تند با هفت مثقال آب در آن ديگ ريزند . گياه خلال دندان سبز ( شيطرج ) به وزن چهارده مثقال و بيخ گياه فيلگوش به وزن چهارده مثقال در آن ديگ ريزند و بر آتش نرم و آهسته گذارند بپزد تا گوشت مار از هم مىپاشد . سپس بپالايند و آن پاليده را جدا كنند . بيمار سر و ريش خود را خوب بتراشد و بدن را وسيلهء اين آب ماساژ دهد و مدت سه روز اين كار را بكند . از اين داروهاى مارانى براى پوست انداختن پوست فاسد و تبديل آن به پوست سالم و تبديل شدن گوشت فاسد شدهء تن جذامى به گوشت درست و صحيح نيز استفاده مىكنند . در حالاتى كه پوست تن جذامى بسيار بخشكد ، اگر پوست را با داروهاى رطوبت‌بخش داراى تأثير حرارتى ميانگين بمالند فايده بخشد . و اگر در اين حالات روغن بنفشه را با كمى روغن خيرى مخلوط كنند و به بينى كشند خوب است . پيه درندگان ، پيه گاو نر ، پيه پرندگان ، روغن كوشنه ، روغن قندول و روغن سوسن همهء اينها را اگر بعد از پاكسازى كامل بر پوست مالند يا به بينى كشند خوب است . روغن سوسن دست و پا را از آسيب دور مىدارد . روغن‌مالى بر تن به هيچ وجه نبايد قبل از پاكسازى بدن به كار رود ؛ زيرا در اين حالت سوراخهاى ريز پوست بسته مىشوند . داروهاى نوشيدنى مناسب براى بيماران جذامى عبارتند از : شربت بزر گل ، سلاخه ، نوشيدن شير كه بهترين نوشابهء معالج است . بويژه وقتى كه بيمار تنگ‌نفس يا دشوارنفس مىشود و وقتى كه صدايش دورگه مىگردد و در فاصلهء زمانى ميان دوبار پاكسازى شير بنوشند بسيار مفيد است . شيرى كه مىنوشند بايد تازه دوشيده شده باشد و بىدرنگ بنوشند . شير گوسفند براى حال جذاميان از شيرهاى ديگر مفيدتر است . بيمار بايد همان اندازه شير بنوشد كه مىتواند هضم كند . اگر بيمار جذامى بتواند تنها از شير تغذيه كند و تا بهبودى مىيابد چيزى بجز شير نخورد ، بسيار بهره بيند . و اگر بر شير خوردن به تنهايى نتوانست دوام كند و نياز داشت كه چيز ديگرى با شير بخورد ، نان خوب برشتهء بدون سپوس بخورد و نيز مىتواند شورباهاى ساده از گوشت بره و امثال آن را - كه بعدا ذكر مىكنيم - بخورد . امّا بيشتر تكيه و اعتمادش بر شير باشد . هرگاه حالت نفس بيمار به حالت طبيعى بازگشت ، بهتر آن است دست از شير خوردن