أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

327

قانون ( فارسى )

سبب پيدا شدن ورمهاى از ردهء ورم طاعونى و خطرناك مىشود . از آن جمله ورم گرمى پيدا شود كه آن را تراقيا « 1 » مىنامند . اين نوع از ورمهاى بيماركش و بدجنس اكثرا در سال وبائى ديده مىشوند . ورم گرم بدجنس و ناپسند اگر مدتش به درازا كشد و رو به كاهش ننهد ، نرم مىشود و پژمرده مىنمايد ولى هيچ نشانى از جمع شدن مادهء ورم ظاهر نمىشود و بلكه اندامى كه ورم آن را در بر گرفته است تباه مىشود . تنها مادهء خلط به وجودآورنده ورم گرم ، براى تباه گردانيدن اندام ورم‌زده شرط نيست كه بايد در اندازه نيز بسيار باشد تا حتما ورم بزرگ در حجم به بار آورد و مايهء تباهى اندام شود . امّا به‌هرحال سبب اصلى چنين ورمى - كه اندام را فاسد مىكند - بدجنسى و پليدى ماده است . اين را بدان ! كه كمتر رخ مىدهد كه ورم بر پوست ناشى از يك مادهء خالص باشد و اكثرا مادهء به وجودآورنده ورم تركيبى از دو خلط و يا بيشتر است . اين را نيز بدان ! هر ورمى كه در رويهء بدن و بر پوست مىآيد ، اگر تپش همراه نداشته باشد ، دهن باز نمىكند و چركين نمىشود ؛ امّا اگر ورم گرم در اندرون بدن باشد ، شرحش را سابقا ذكر كرده‌ايم . فصل دوم فلغمونى ( ورم گرم التهابى نسوج مخاطى و زير پوست ) تو را با فلغمونى آشنايى داده‌ايم و مىدانى كه حرارت ناشى از آن ، حالت التهابى ، افزايش حجم ورم ، كشيدگى و تأخير در رسيدن آن چگونه است . ياد گرفتى كه اگر ورم فلغمونى در ژرفاى بدن بوده و به شريانها نزديك باشد چگونه تپيدنى دارد . و اندامى كه به ورم فلغمونى گرفتار است اگر نزديك شريان باشد از راه عصبى كه از شريان مىآيد با تپيدنى برمىخورد كه با ساير اندامان درونى فرق دارد . اين را هم دانستى كه تا شريان همسايهء اندام ورم‌زده بزرگتر باشد ، حالت تپش و احساس درد بيشتر است و تحليل رفتن يا جمع شدن مادهء ورم سريع‌تر به وقوع مىپيوندد . و دانستى كه فلغمونى ( ورم گرم التهابى ) - در هر حجمى كه باشد - اگر در اندامى حساس سر برزند درد شديد همراه دارد و رگهاى كوچك آن اندام - كه پنهان بوده‌اند - ظاهر مىشوند . اين را نيز بدان ! كه كلمهء فلغمونى در زبان يونانى اوّل به هر التهابى از هر نوعى مىگفتند . بعدا آن را ويژه به هر ورم گرمى اطلاق كردند و بعدها حالتى را فلغمونى گفتند كه ورم گرم بحث شده باشد و حتما التهاب هم همراه داشته باشد و اين التهاب همراه ورم گرم سببش جمع و حبس شدن خون و بند آمدن تنفس خون باشد .

--> ( 1 ) - نسبت به منطقهء تراكيه در شمال يونان قديم كه قسمتى از آن امروز جنوب بلغارستان است - م .