أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
310
قانون ( فارسى )
مىكنند . پس در هر دو حالت يعنى در بيست و چهارم و بيست و هفتم ماه - كه براى بحران مناسبند - كشدادنهايى هست . پس از آنكه به روز سى و يكم بيمارى - كه براى بحران مناسب است - مىرسند ، از هفتهايى كه سى و يك روز را تشكيل دهند مىكاهند . امكان دارد پنج هفت ماه طبى را كه سى و سه روز و چندى مىشود ، دو روز و اندى كاهش دهند يا چهار هفته و نيم عادى را حساب كنند و نيم روز از آن را براندازند . بعد از آن روز سى و چهارم را كه مناسب بحران است ، از هفت هفتهاى طبى تشكيل داده و كمى آن را كش مىدهند . يعنى چند هفت را كه هر هفت از آن يك چهارم ماه بيست و شش روز و نيمروز باشد باهم جمع مىكنند كه مجموعا سى و سه روز و سه ساعت مىشود ، آن را كش مىدهند و سى و چهارم به حساب مىآورند . از سى و چهارم كه بگذرند ، روز چهلم بيمارى مناسب بحران است ؛ چه كردهاند ؟ يك هفته حساب ماه طبى نامبرده را بر سى و چهار روز افزوده و كمى يال و دمش را تراشيدهاند . حساب شايد اين باشد : شش هفت روز از ماه طبيبان ماهپژوه براى بحران را باهم جمع كردهاند كه جمعا چهل روز و شش ساعت عادى مىشود . همان شش ساعت را به حساب نياوردهاند و چهل روز تمام حساب كردهاند كه روز بحران مناسبى است . وقتى حساب را بالاى چهل روز براى بحران مناسب در نظر مىگيرند ، هر سه هفت را بيست روز حساب مىكنند - كه به تفصيل شرحش گذشت - با اين حساب روزهاى شصتم ، هشتادم ، صدم و يكصد و بيستم هيچ نيازى به كش دادن ندارند ، و روزهايى كه در اين ميانه واقع مىشوند ، يعنى مثلا روزهاى ميان چهل و شصت ، شصت و هفتاد ، هشتاد و صد و صد و صد و بيست هستند كه براى روزهاى بحران چندان داراى اهميت نيستند كه اين ريزه حسابها را بخواهند . تا اينجا آراء بقراط و جالينوس را در زمينهء مدتهاى بحران بيمارى ذكر كرديم . كسان ديگرى مانند اركيغانس و همفكرانش آراء ويژه به خود دارند و در اين باره مىگويند : بعد از روز چهاردهم روز هجدهم ، بعد از هجدهم روز بيست و يكم ، بعد از بيست و يكم روز بيست و هشتم ، بعد از بيست و هشتم روز سى و دوم ، بعد از سى و دوم روز سى و هشتم و روز چهلم نيز از روزهاى مناسب بحرانند . كه در حقيقت زيادهروى فرمودهاند . تو خودت نگاه كن و داور باش ! كه اين آقاى حكيم اركيغانس و همفكرانش چه مىفرمايند ؟ آخر اينها چگونه حسابى را براى چهار چهارها و هفت هفتها كردهاند كه باور دارند چهار چهارها را برشمردن - چنان كه حسابش به تفصيل ذكر شد - تا روز بيستم و تا آن اندازه با بحران بيمارى مناسبت دارد ؟ ! آيا ندانستهاند كه از بيستم روز تا سى و چهارمين روز بيمارى حساب كردن و در نظر داشتن هفت هفتها چقدر تأثيربخش است و تا كجا و تا چه حد مناسب با بحران بيمارى هستند . همه اطباى ماهر و دانشمند مىدانند كه در بيماريهاى هميشگى و دستبرندار هرگاه بيمارى از روز بيستم گذشت ، نشايد كه شروع مدت بحرانش را با هفتهها تطبيق دهند . در