أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
297
قانون ( فارسى )
مىخورد . عادتا در آخرين مرحلهء پايين آمدن شدت حرارت و از بين رفتن حرارت - كه مرحله نهايى و ختامى تب است - بيمار از بيمارى نمىميرد ، مگر اينكه سببهاى خارجى دخالت كنند و شدت يابند ؛ مثلا بيمار در حالت ناتوانى باشد و در حين پايين آمدن درجات تب - كه خود را سبك مىبيند - به شدت حركت كند ، يا يكباره برخيزد و يا ناگهانى به شدت بر سر خشم آيد كه همين سببهاى خارجى حتى ممكن است در حالت اوّل يعنى در مرحلهء شروع تب در هلاك بيمار كمك كنند . قبل از مرگى كه در اثناى حالات تب مىآيد بيمار كمى عرق لزج مىكند . بسيار رخ مىدهد كه بيمار آبلهزده در اثناى پايين آمدن تب همراه آبله مىميرد ، و اكثرا قسمتى از اندامان بدنش قبل از مرگ عرق مىكنند كه اين عرق تمايل به سردى دارد . مثلا ممكن است تنها سر يا گردن و يا سينهء بيمار عرق كند ؛ در هر حال عرق همهء اندامان تن را در بر نمىگيرد . اگر بيمارى كه از اثر تب و در اثناى حالت تب مىميرد در حالت جان دادن پوست بدنش خشك و كشيده شده باشد ، مرگ همراه عرق كردن نيست . و در غير اين صورت ، يعنى اگر پوستش خشك نبود و كش داده نشده باشد ، عرق و مرگ لازم و ملزوم همديگرند ؛ ليكن در اينجا ملاحظهاى هست ، كه آمدن وقت مرگ در اثناى بيماريهاى كشنده اكثرا وقتى است كه در حالت بيماريهاى اميدواركننده و خوشعاقبت موقع بحران بيمارى است ؛ مثلا اگر بيمارى در روز زوج رخ داد مرگ بيمار در روز زوج واقع مىشود ، و اگر بيمارى در روز فرد روى آورده است روز مرگ بيمار فرد خواهد بود . اين را نيز بدان ! بيمارى كه به تب سوزان و شبيه آن مبتلا است و از اثر تب مىميرد ، اكثرا در مرحلهء سوم تب يعنى وقتى كه حرارت و شدت تب به اوج رسيده است جان مىسپارد . و روىآورهاى بد بر بيمار از قبيل : درهم شدن عقل ، افسردگى شديد ، خواب بدون اراده ( مرگ دروغين ) ، شانه خالى كردن بيمار از تحمل بيمارى و از دست دادن توان در آخرين مرحله سردرد ، تيرگى چشم و ديد ، دل درد و دلهره روى مىآورند . گاهى رخ مىدهد كه بيمار در اثناى ابتلا به تب ناشى از خلط بلغمى مىميرد . شايد بيمار در همان مرحلهء اوّل نوبت تب بميرد ؛ كه در اين حالت احساس سرما در بدن بيمار به درازا مىكشد و به زودى گرم نمىشود ، نبض بسيار كوچك و بد مىزند ، حالت خوابآلودگى شديد شده و بيمار تنبل مىشود . خلاصهء كلام اينكه همهء اين روىآورهاى ناپسند زمانى كه بيمارى بسيار شدت مىيابد به استقبال مرگ بيمار مىآيند . اين منتهاى شدت بيمارى در مرحلهء اوّل تب يا در مرحلهء افزايش و بالا رفتن درجهء تب يا در مرحلهء سوم تب كه اوج گرفتن و توقف شدت حرارت است براى اين چنين روىآورها فرقى نمىكند و چنين پيداست كه كمتر اتفاق مىافتد بيمار در اثناى مرحلهء دوم تب يعنى وقتى كه تب در افزايش است و هنوز به منتهاى شدت نرسيده است با مرگ روبرو و