أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

295

قانون ( فارسى )

گاهى فصل و موسم سال در بازگشتن بيمارى دخالت دارد ؛ مثلا در فصل پاييز احتمال برگشتن بيمارى بيشتر از ساير فصول سال است . نوع بيمارى نيز ممكن است در برگشتن بيمارى كمك كند ؛ مثلا بيمارى تبهاى ناشى از ورمها كه حرارت و حالت التهاب را در اندرون بيمار بجاى بگذارند . بيماريهاى صرع ، سراسيمگى ، درد كليه ، درد كبد ، درد طحال ، بيمارى سعفه ، سردرد كلاه‌خودى ، بيماريهاى نزله‌اى و بيماريهايى كه از نزله‌ها سرچشمه مىگيرند از قبيل : چشم درد و غيره و آسيب‌ديدگى ابزار تنفس ، براى برگشتن به حالت اوّل آمادگى دارند . سببهاى مرگ حالتهايى كه سبب مرگ انسان مىشوند عبارتند از : 1 - تباه شدن مزاج قلب 2 - سببى روى مىدهد كه تاب و توان انسان را از بين مىبرد و در نتيجه شعلهء زندگى خاموش مىشود . عواملى كه مزاج قلب را به تباهى مىكشانند عبارتند از : الف - درد و آزار شديد كه به قلب روى مىآورد . ب - حالى كه قلب را از مسير طبيعى درمىبرد و حالت آن را به افراط تغيير مىدهد ؛ كه اين افراط در تغيير يافتن حالت طبيعى قلب را مىدانى و از آن بحث شده است . ج - احتمال دارد سبب چيزى خارجى و بيگانه از بدن باشد ، مانند اينكه دارندهء قلب مسموم شود و اثر مسموميت بر قلب تأثيرگذارد و قلب را از كار اندازد . 3 - احتمال دارد كه راه نفس كشيدن بسته شود و نفس حبس گردد و راه خروج نداشته باشد ، كه سبب مرگ بيمار مىشود . كسانى كه به بيمارى برسام مبتلا هستند اكثرا از بند آمدن راه نفس مىميرند ؛ كه براى جلوگيرى از اين بلاى ناگهانى نبايد بگذارند بيمار برسامى بر پشت بخوابد و نبايد بگذارند گلوش خشك شود . مرگ در اثناى حالات تب گاهى رخ مىدهد كه بيمار تب‌كرده بعد از مرحلهء اوّل تب و قبل از شروع مرحلهء دوم - كه مرحلهء اول شروع حالت تب و شروع حرارت است و مرحلهء دوم بالا رفتن درجهء حرارت و شدت است - مىميرد . و گاهى رخ مىدهد در اوان بالا رفتن و افزايش يافتن حرارت و شدت تب ، بيمار مىميرد . اكثرا اين نوع مرگ در تبهايى روى مىدهد كه ناشى از ورمهاى درونى باشند ؛ در چنين حالاتى از تبهاى ورمى ناگهان و يكباره مواد ناباب به حد زياد به ورم ريزش مىكنند . در اثناى بيماريهاى پليد و بسيار خطرناك نيز وقتى مرگ اتفاق مىافتد كه طبيعت ناتوان است يا توانائى آن را ندارد كه در برابر بيمارى مقاومت كند و در اولين حملهء شديد بيمارى