أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

229

قانون ( فارسى )

اين را نيز بدان ! كه بحران در زمان آسايش بيمار ، وقتى كه حرارت ناشى از بيمارى نوبتش سرآمده است و وقتى كه شدت بيمارى شروع به پايين آمدن كرده است رخ نمىدهد ؛ مگر به ندرت كه بسيار نادر است . مخصوصا حالت اوّل ، يعنى بحران در وقت آسودن بيمار از شدت بيمارى بسيار كم روى داده است و از ساير حالات كمتر ديده شده است . طبيب اركيغانس در طول تجاربش دوبار اين حالت بحرانى در هنگام آسودن بيمار را كه شدت بيمارى از بين رفته است ديده است . جالينوس هم يك بار با چنين حالتى برخورده است . بهترين بحران آن است كه در وقت صحيح حالت سوم يعنى در درجهء منتهى كه عبارت از به اوج رسيدن شدت حرارت و توقف از افزايش باشد رخ دهد . امّا اگر قبل از آن وقت آيد ، جاى اعتماد نيست و حتما يا بحران ناقص است يا بحران ناپسند و بدبيار و زحمت‌دهندهء بيمار است . اگر در مرحله نخستين بيمارى بحران روى دهد ، حتما مرگ بيمار را با خود آورده است . روىهم‌رفته پيدايش روىآورهاى نشان بحرانى در اوايل بيمارى نشان از مرگ دارد . اگر بيمار در مرحلهء دوم ، يعنى در مرحله‌اى باشد كه حرارت در افزايش است و در اين حال علامت ناپسند موجود نباشد ، دليل آن است كه بحران ناقص روىآور است . اگر بيمارى در حالت چهارم است ، يعنى شدت درجات حرارت ناشى از بيمارى شروع به پايين آمدن كرده است ، چيزى رخ نمىدهد كه آن را بحران ناميم ؛ بحران اصلا موجود نيست . در اينجا ممكن است سؤالى پيش آيد كه اگر حالتى شبيه بحران در مرحلهء پايين آمدن درجات حرارت بيمارى رخ مىدهد و گاهى بيمار از شبه بحرانى مىميرد . سبب چيست ؟ ما جواب توضيحى اين سؤال را بعدا خواهيم گفت . اين را نيز بدان ! كه در بيماريهاى سلامت و بىخطر بحران به تأخير مىافتد ؛ زيرا در اين حالت طبيعت در تنگنا قرار نمىگيرد و ناچار نمىشود كه نابهنگام به مبارزه نابرابر بپردازد . طبيعت منتظر مىماند تا مادهء سبب بيمارى كاملا پخته گردد . در بيماريهاى خطرناك و كشنده ، بحران زمانى مىآيد كه هنوز ماده به پختگى نرسيده و چيزى مقدمتا از آن تحليل نرفته است . حكمت در اينجا اين است كه اگر قبل از بحران واقعى چيزهايى از مادهء سبب بيمارى تحليل نرود و كمتر از آنكه هست نشود ، نيروى دفاعى در طبيعت بيمار از بيرون راندن ماده و هزيمت دادنش به يكباره برنمىآيد . اگر بيمارى خطرى در بر نداشته باشد ، بيمار قبل از بحران با حالاتى از پاكسازى خلط از راه قى يا اسهال يا هر نوعى كه ماده را كاهش دهد و جزئياتى از آن را بيرون دهد برخورد مىكند و زمينه براى بيرون راندن مادهء بيمارى آماده مىشود و همين‌كه به پختگى رسيد - كه اين تحليل رفتن مقدماتى نيز در رسانيدن و پخته گردانيدن ماده مؤثر است - كار آسان مىگردد و سرنوشت بحران نويدبخش است . اما اگر حالت چنان باشد كه اشاره شد ، يعنى بيمارى از آن بيماريهاى بدجنس و كشنده باشد ، شدت بيمارى چندان فشار مىآورد كه طبيعت غير آماده براى مقاومت را به جنگ و ستيز وامىدارد و در شرايطى كه نه هنوز چيزى از ماده تحليل رفته و نه ماده به رسايى و پختگى رسيده است جنگ درگير مىشود و طبيعت ناگزير مغلوب مىگردد .