أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
217
قانون ( فارسى )
خلط صفرايى چيرگى دارد ، بيمار وسيلهء اسكنجبين و آب گرم خود را قى دهد . اگر داروى ادرارآور تجويز كردى ، داروى ادرارآور ميانگين در شدت و ناتوانى تجويز كن ! اگر قبل از پخته شدن مادهء خلط سبب تب ، داروهاى پاكسازى كه پختهاند به بيمار بدهى ، بيم آن مىرود كه به سرسام مبتلا گردد . براى روبراه كردن و اصلاح و پخته گردانيدن مادهء خلط سبب بيمارى ، داروهايى هست كه از ابتداى مرحلهء نهائى تب مفيد بوده و هيچ آسيبى نمىرسانند و تلافى آسيب احتمالى را درمىآورند ، كه از اين قرارند : خاراگوش كه از داروهاى ساده و تكى است ، اما اگر خاراگوش رومى از نوع خوب باشد بهتر است . بايد بعد از روز هفتم شروع به تناول آن كنند كه نشانى پختگى ماده آشكار شود ؛ زيرا اگر خاراگوش بخورند و هنوز خلط نارسيده باشد ، خلط را به حركت درمىآورد ، امّا بيرون نمىراند ، كه در اين حالت افسردگى و اندوه و دل به هم آمدن بر بيمار بار مىشود و علاوه بر اين مادهء تلخى آن خلط را به خشكى مىكشاند و برهم مىفشارد و در نتيجه بيرون دادن خلط دشوارتر مىشود . جالينوس و طبيبان قبل از او اين حالات را با آبجو معالجه مىكردند و آبجو را مخلوط با كمى فلفل به بيمار مىدادند . يكى از طبيبان پيشينه - كه بعد از جالينوس بوده - عقيده دارد كه جالينوس اشتباه بزرگى كرده است و مىگويد اين فرمايش جالينوس انسان را شگفتزده مىكند ، مگر جالينوس ندانسته است كه فلفل حرارت تب را شعلهور مىسازد و آبجو ماده را سفت و برهم فشرده مىكند ؟ ! . امّا اين طبيب كه فكر كرده است جالينوس مرتكب اشتباه شده ، خودش راه خطا پيموده است . نه خطايش فقط نسبت به اين حالت از تب ويژگى دارد ، بلكه بر ضد قانون طب و طبابت اظهارنظر فرموده است . در دستور علاجى و هر حالتى از علاج بيماريها مسألهء مهم اين است كه طبيعت چندان نيرو بگيرد كه بتواند در برابر مادهء توليدكنندهء بيمارى مقاومت كند و در جنگ با مادهء بدجنس مهاجم پيروز شود . كه در اين زمينه بايد دارو داراى دو تأثير از هم جدا باشد ، پس بايد دارو تركيبى باشد ؛ يكى سردىبخش كه حرارت را پايين بياورد و اطراف قلب را نگهدار باشد كه از حرارت آسيب نبيند و داروى ديگر ماده را گرمى دهد و برساند . هر طبيبى كه بدين دستور شطر الغب را معالجه نكند ، درحالىكه طبيعت نيروى كامل براى مقاومت بيمارى نداشته باشد ، هر علاج ديگرى را به كار ببرد ، پيروز نمىشود . همين طبيب محترم كه رأى جالينوس را نپسنديده است ، اضافه بر آنكه گفتيم از چندين جهت اشتباهات ديگر دارد ، ما لازم نديديم در اينجا همه اشتباهاتش را برشمريم و نمىخواهيم تقليد از پرسخنان كنيم . همين طبيب سرسخت و كمفهم مىگويد : « بايستى جالينوس فقط نرمكنندههائى را تجويز مىكرد كه هيچ گرمىبخشى در آنها نباشد . مثلا كرفس و شبت » . اما اين را نفهميده كه اگر فلفل در اندازه كم همراه داروى نرمىبخش باشد ، از آنجا كه كم است ، گرمى بخشيش در مقابل نرمىبخشى كرفس - كه در اندازه بسيار است - اهميت چندانى ندارد . آبجو كه با كمى