أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
215
قانون ( فارسى )
بيشتر از خلط بلغمى باشد . قى كردن مادهء مرارى نيز كمتر است . بول در اين حالت سپيدرنگتر و خام و ناپختهتر از آن حالت است كه مادهء خلط مرارى از مادهء بلغم بيشتر باشد . اگر عمر بيمار كمتر يا بيشتر از سن جوانى باشد ، چيرگى مادهء خلط بلغمى به بار آورد . مزاج بدن نيز دليلى بر حالتى از شطر الغب مىشود كه مادهء بلغمى سبب تب بيشتر از مادهء صفرائى سبب دومين حالت تب باشد . به علاوه مىتوانى از طرز عادات و رفتار بيمار نيز بفهمى كه خلط بلغمى بر خلط صفرايى چيرگى دارد . اما اگر اضافه شدن مادهء خلط صفرايى - در بيمارى شطر الغب - بر مادهء خلط بلغمى سبب قسمتى از تب دوگانه باشد ، مدت نوبت تب كوتاهتر است ، دست و پاى بيمار در حالت نوبت تب زودتر گرم مىشوند ، تشنگى بيشتر است ، در برآوردهء از راه دهان ، خلط مرارى بر خلط بلغمى فزونى دارد و عرق بيمار در اندازه زيادتر است . در بعضى اوقات ممكن است حالت چندش به چيزى همانند لرزه و تكان خوردن بدون اراده تبديل شود . در ضمن رنگ ادرار بيمار تندتر است . سن بيمار نيز دخالت دارد ؛ اگر جوانتر از حالت پيرى يا بالاتر از عمر كودكى باشد ، براى ابتلا به تب از خلط مرارى آمادگى بيشتر دارد . نوع مزاج بدن نيز خود گزارش از افزايش خلطى بر خلط ديگر مىدهد ، كه در تشخيص آن ، عادات و رفتار و طرز غذا و غيره نيز طبيب را راهنمائى مىكنند . اگر در بيمارى شطر الغب خلط بلغمى سبب تب و خلط صفرايى سبب تب در اندازهء برابر باشند ، نشانيها برابرند . حالت چندش پيشدرآمد تب كامل و بدون كاستى است و به لرز و تكان سر نمىكشد و حتى شباهتى هم به حالت لرز و تكان پيدا نمىكند . اگر شطر الغب تركيبى از تب هر روزه و تب نوبتى هميشگى و دست برندار باشد - كه بسيارى از طبيبان اين حالت را شطر الغب خالص گويند - پيشدرآمد حالت تب نوبه كه لرزش و تكان خوردن بيمار است ، وجود دارد امّا شديد نيست . تفصيل سبب اين است كه تب دست برندار عادتا از خلطى به وجود مىآيد كه در ژرفاى بدن قرار دارد ، اگر سبب تب نوبهء دست برندار در اين حالت خلط بلغم باشد و در عين حال سبب تب نوبهء هر روزه مادهء خلط صفرائى باشد ، معلوم است كه در سطح قرار گرفته و حالت لرزش و تكان معلول آن است . و چون در اوايل تب تأثير خلط بلغمى داخلى با تأثير خلط صفرائى يكباره بيرون نمىآيد ، اين حالت لرزش از خلط صفرائى سبب تب نوبهء هر روزه است و مادهء خلط بلغمى و تأثير آن در مقابلش قرار نگرفته و بايد لرزش و تكان ناتوانتر از آن باشد كه هر دو خلط در توليد آن شركت كرده باشند . احساس سرما و چندش ممكن است چندين بار در حالت تب رخ دهد . تا اينكه در سومين درجهء تب - كه تأثير هر دو خلط باهم به سراغ بيمار مىآيند - تشخيص حالت بيمار غلطانداز مىشود و اشكالاتى در تشخيص پيش مىآيد ؛ كه اين را سابقا دانستى ! در شطر الغب تركيبى كه تب نوبهء هر روزه و تب نوبهء دست برندار باهم تركيب يافته باشند .