أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
193
قانون ( فارسى )
تناول شود بسيار مفيد است . فصل چهل و هشتم آبله گاهى رخ مىدهد كه به سبب نوعى از عفونت ، خون به جوش مىآيد ؛ شبيه به جوششى كه در بعضى افشرهء ميوهها ديده مىشود و از اثر به جوش آمدن ، اجزاء آن از هم فاصله مىگيرند و جدايى در ميان مىافتد . - سبب اين جوش آوردن و از هم جدا شدن اجزاء مادهء خون چيست ؟ - چند سبب احتمالى هست : 1 - خون به جوش مىآيد تا چيزهاى ناسازگار آميزه با خود را براند و خود را پاكسازى كند . اين آميزهء ناباب سزاوار تخليه كردن ، باقى مانده از خون غذايى حيض است كه وقتى انسان جنين بوده در زهدان مادر از آن تغذيه كرده است . چيزهايى زايد باقى مانده و با خون بدن درآميخته است كه بايد بيرون داده شود . كه اين حالت به حالت طبيعى و پاكسازى اصولى مىماند . 2 - انسان بعد از به دنيا آمدن ، غذاهاى ناپسند بدگوهر خورده و قوام خون را سست و كممايه كرده است ؛ خون براى تلافى اين سستى و كممايگى به هيجان مىآيد و گوهر خود را نيرومند مىكند ، اما اين بار نيرومندتر و قوامگيرتر از سابق مىشود ، و آشكارتر خودنمايى مىكند ؛ درست مانند كار طبيعت در افشرهء انگور است كه كف و سنگينى مادهء خاكى را از آن مىگيرد و شرابى مىشود كه در گوهر يكسان و بدون اختلاف و جدايى در اجزاء است . 3 - سببى بيگانه از بدن ، از خارج بر خون وارد آيد ، خون را برانگيزاند و خلطهاى ديگر را با خلط خون مخلوط كند . خون از اين برانگيختگى و اختلاط با خلطهاى ديگر به غليان مىآيد كه به غليان شراب قبل از شراب شدن مىماند كه نوعى صدا هم از آن شنيده مىشود . اين حالت تغيير خون در سرآغاز تغيير فصلهاى سال و بويژه در پيدايش فصل بهار رخ مىدهد كه چگونگى و نظام طبيعت ، اين غليان و تغيير حالت را از خون مىخواهد . آبله و حصبه از نتايج چنين حالات انقلابى در خون رخ مىدهند و بر بدن انسان ظاهر مىشوند و اگر زمينه از جانب خون آماده باشد و به حد زياد باد جنوبى وزيدن گيرد و خود بدن نيز گرم و ترمزاج باشد و بويژه اگر رطوبت بدن تيره و آلوده هم باشد ، آبله فرصت بيرون آمدن را پيدا مىكند . گاهى - آن هم بسيار كم - از اثر كشيدن و تخليهء خون ، آبله بر پوست پديد مىآيد . در برخى حالات آبله پيامد خوراك و بويژه خوردن غذاهايى است كه انسان بدان عادت نكرده ؛ چنين غذايى را خورده و بر آن داروهاى گرمىبخش و شير نوشيده است ، بويژه اگر شير شتر و شير ماديان در اندازهء زياد خورده باشد درحالىكه سابقا به شير خوردن عادت نداشته است . بعد از