أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

160

قانون ( فارسى )

امثال آنها را به بيمار بده بخورد ؛ كه اگر بعد از اين خوراكها آب زياد بنوشد و بعد از آن اسكنجبين بخورد قى مىكند و خلط سبب بيمارى را به بيرون پرت مىنمايد . اگر بيمار در روز نوبت تب داروهاى قىآور را بخورد و قى كند ، از عوارض و زيانهاى ناشى از حرارت تب ، لرزش و تكان و سرماى تب بيمه مىشود . بيمار سير و عسل بخورد و اسكنجبين عسلى بر آن بنوشد ؛ آنگاه سير شكم غذا بخورد و معده را پر از غذا كند . بعد از آن آب گرم بنوشد و قى كند . و هرگاه نوبت تب رخت بربست ، در وعدهء شام كمى غذا بخورد و فرداى آن روز به حمام برود و آبتنى كند . اگر اين غذاهاى قىآور و معده پركن را قبل از سر وقت نوبت تب به مدت پنج ساعت بخورد كه حتى اگر قى نكند باز به نفع او تمام مىشود . قبل از فرارسيدن نوبت تب ، هر خلطى كه سبب تب شده است از قى كردن بيمار سبك مىشود و كاهش مىيابد و از تأثيرش بسيار مىكاهد ؛ يا نوبت دست برمىدارد و يا دست كم سبك و كم‌آزار مىشود . اگر بيمار تب يك اندر چهار در روز نوبت تب روزه‌دار باشد و مانعى در روزه گرفتنش نباشد ، تا نوبت تب دست‌بردار مىشود چيزى نخورد و روز دوم به حمام برود ، بسيار بهره بيند . اگر خلط سبب تب به حالت پختگى رسيده بود ، بنا به دستورى كه گفتيم به حمام برود . و اگر خلط كال و نارسيده بود ، تنها آب گرم بر خود بپاشد و همان قدر باشد كه از آن آسايد و رطوبت به بدن مىبخشد ؛ و كار را به حدى نرساند كه خلط سبب تب را بشوراند و برانگيزد . سپس در روز سوم براى بيرون دادن و تخليه كردن چيزهاى ريختنى - كه از خوراك پيدا شده‌اند - و براى پاكسازى اندازه خلطى كه از حمام كردن تحليل رفته است قى كند خوب است . همچنين اگر در روز نوبت تب قى كند باز مفيد است . اگر سبب تب خلط ، سوداى خونى باشد رگ زدن لازم است . و اگر رگ زدى شاهرگ دست بيمار را بزن ! بعد از خون كشيدن لازم ، بيمار را به نرمى و بدون شدت اسهال ده ! داروى اسهالى از آنهايى باشد كه خون را تصفيه و خلط بد را تخليه مىكنند . مثلا : كنگر خر ( چرخه ) ، باد آورد ، بسپايك ، شاهتره ، هليلهء كابلى . در داروى پاكسازى وارد باشند . اين حالت از بيمارى كه ناشى از خلط سوداى خونى است زود معالجه مىشود . اگر سبب تب يك اندر چهار خلط سوداى صفرايى باشد ، دستور علاج اين است كه بايد منتهى درجهء سردى بخشيدن و رطوبت به بدن دادن بيمار را در نظر داشته باشى . دارو و غذا بايد بسيار سردىآور و رطوبت‌بخش باشند . بيمار در آب ولرم بنشيند و با آب ولرم آبتنى كند . وقتى در اوايل بيمارى مىخواهى داروى ملين به بيمار بدهى ، از داروهاى بنفشه ، آب پنير كه تأثير بسپايك در آن باشد ، اسكنجبين مخلوط با سس صغير ، شربت گل و آب لبلاب و خيار چنبر دارويى استفاده كن ! ممكن است بتوان بعد از بيست روز بيمار را كاملا اسهال داد ؛ منظورم بيمارى است كه تب يك اندر چهارش ناشى از خلط سودايى باشد ، كه سابقا خلط صفرايى بوده و سوخته و به مادهء سودايى تبديل شده است ، كه در بيست روز و اندى نشان از پخته شدن مادهء خلط سبب تب