أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
119
قانون ( فارسى )
فصل سى و هفتم تب عفونى خونى جالينوس بر اين عقيده است كه تب خونى هرگز از عفونت خون پديد نمىآيد ، اما اگر خون متعفن شد به مادهء صفرايى تبديل مىشود . و در اين حالت بايد حالت تب را تب صفرايى دانست نه تب خونى . به عقيدهء جالينوس در اثر تب صفرايى كذايى - كه خون از اثر عفونت به صفرا تبديل شده است - تب سوزان يا تب نوبه - كه ذكرشان گذشت - رخ مىدهند . كه اين اظهارنظر جالينوس بر خلاف نظريهء بقراط و بر خلاف حق و حساب اطبا است . اشتباه بزرگ در فرمودهء ايشان اين است كه مىفرمايند اگر خون متعفن شد صفرا مىگردد . كه تغيير آن دو احتمال دارد : 1 - مىفرمايد اگر خون متعفن شد با اين تعفنى كه دارد به مادهء خلط صفرا تبديل مىشود ؛ مثل اين است كه كسى بگويد اگر هيمه بسوزد خاكستر مىشود . 2 - دومين تفسير احتمالى اين است كه اگر خون متعفن شد ، همانند صفراى متعفن مىشود ؛ مثل اينكه يكى بگويد هيمه درحالىكه گرم مىشود خاكستر شده است . حال بگذار هر دو مفهوم و تفسير را به دقت بررسى كنيم و نتيجه بگيريم : مفهوم اول از كلامش كه مادهء خون متعفن صفرا مىشود ، از سه جهت بىمعنى است : 1 - اگر خون متعفن شود و مادهء آبكى و كممايهء آن صفرا گردد ، مادهء غليظى كه مىماند به مادهء سودايى پرمايه و غليظ مبدل خواهد شد . پس همهء خون متعفن صفرا نمىشود . خون متعفن بر حساب نظريهء جالينوس بايد به خلط صفرايى و خلط سودايى تبديل شود ؛ كه اين را ذكر نفرمودهاند . 2 - مىفرمايند خون بعد از متعفن شدن به صفرا تبديل مىشود . سابقا دربارهء متعفن شدن مادهء خلط شرحى داشتهايم كه با نظريهء جالينوس كاملا هماهنگ نيست . 3 - مىفرمايند خون وقتى متعفن شد ( يعنى بعد از تعفن ) به صفرا تبديل مىشود ، اما توضيح ندادهاند كه آن صفراى ناشى از خون متعفن صفراى متعفن است يا نه . بسيارى از چيزها متعفن مىشوند و از اثر تعفن مادهء كممايهشان از پرمايگى ماده جدا مىشود . به محض اينكه هر دو قسمت كممايه و پرمايه از اثر متعفن شدن از هم جدا شوند لازم نيست تأكيد كنيم كه هر دو مادهء از هم جدا شده متعفن باشند . ممكن است چيزى زادهء ماده متعفن گشته اما خودش عفونى نشده باشد . و اگر چنين بود و فرض كرديم كه هر دو مادهء جدا شده از مادهء عفونى ، عفونى هستند در اينجا بايستى بفرمايند اگر خون متعفن شد ، مادهء رقيق آن به صفرا تبديل مىشود و مادهء خاكستر شدهء آن - كه همان بخش غليظ آن است - به مادهء خلط سودايى تبديل مىشود ؛ و نتيجه اين مىشد كه خون متعفن شده ، سبب تبهاى صفرايى و تبهاى ناشى از خلط سودايى مىشود . اين جواب خلاصه و مفيد و مختصر دربارهء تفسير احتمال اول است . اما تفسير احتمال دوم ، نظريه را از بيخ و بن برمىاندازد و اشتباه صاحب نظريه را مىرساند ؛ زيرا خود حالت تعفن