أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

104

قانون ( فارسى )

تب نوبهء هر روزه دو بخش است : 1 - تب نوبهء هر روزهء خالص . منظور از كلمهء خالص اين است كه خلط به وجودآورندهء تب صفرايى خالص و بدون هر نوع خلط ديگر است . 2 - تب نوبهء هر روزهء ناخالص به اين معنى است كه خلطى كه سبب تب شده است ، مخلوطى از خلط صفرا و خلط بلغم است و چنان باهم آميخته‌اند كه گويى يكى هستند . فرق ميان تب نوبهء هر روزهء ناخالص و تب نوبهء نيم به نيم ( شطر الغب ) ، اين است كه سبب شطر الغب دو مادهء خلط از هم جدا هستند و اين يگانگى و آميزه در ميان نيست . مادهء به وجودآورندهء تب نوبت هر روزهء ناخالص ، ظاهرا يك مادهء خلط است اما در حقيقت ماده‌اىست آميزه با مادهء ديگر كه همانا بلغم باشد . در حالت وجود مادهء به وجودآورندهء تب نوبت هر روزهء ناخالص ، بخار برخاسته از آن با چيزى از مادهء سردمزاج مخلوط است كه عفونى شدن و تحليل رفتن و رسيدن و پخته شدن ماده به كندى صورت مىپذيرد . هم ازاين‌رو است كه تب نيم به نيم ( شطر الغب ) در روز دو نوبت دارد ، درحالىكه تب هر روزهء ناخالص در روز يك نوبت بيشتر ندارد . تب نوبهء هر روزهء ناخالص ممكن است به طول بينجامد و حتى ممكن است تقريبا شش ماه دوام كند ، احتمال دارد بدن بيمار را سست گرداند ، طحال ورم كند و بزرگ شود . تب سوزان از رده تبهايى است كه مىتوان آن را از جنس تب هميشگى و دست برندار به شمار آورد . تنها فرقش با تب هميشگى و دست برندار آن است كه در تب سوزان شدت يافتن حرارت بدن و كمى پايين آمدن حرارت در اثناى تب احساس نمىشود . روىآورهاى تب سوزان بسيار شديد رخ مىدهند . سببى كه تب سوزان را به وجود مىآورد تندمزاجى و بسيارى ماده است و مادهء بيمارى در نزديكيهاى قلب و در رگهاى وابسته به دهانهء معده يا در اطراف كبد - كه اين حالت اكثريت دارد - جاى گرفته است . روى هم رفته مادهء خلط به وجودآورندهء تب سوزان ، اندامان ارزندهء بدن را كه به قلب نزديكند مقر قرار مىدهد ؛ اما در تب نوبه ، مادهء صفرايى سبب تب در گوشت اسكان مىگزيند و به سوى پوست مىآيد . در حالت تب نوبهء دست برندار و هميشگى ، مادهء خلط صفرايى در رگهايى قرار دارد كه از قلب دورند . در تبهاى صفرايى روىآورهايى هستند كه از اين قرارند : 1 - تشنگى شديد 2 - افسردگى و دلهره 3 - بىخوابى و پرت‌وپلا گفتن 4 - دل بهم آمدن 5 - احساس تلخ‌مزگى در دهان 6 - ايجاد جوش بر لبها ، و ترك بردن لبها