أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
99
قانون ( فارسى )
2 - شياف بردارند ، كه مادهء بيمارى سردرد را از بالا به سوى پايين بكشد . 3 - با داروها و علاجهاى سردىبخش - كه شناسائى شده و ذكر شدهاند - بيمار را سرد گردانند . 4 - اگر بيمار مبتلا به زكام نيست و اگر سرفه ندارد ، آبپز گل ، آبپز بنفشه ، آبپز جو ، آبپز برگ بيد و امثال آن را بر سر بيمار بپاش ! 5 - روغن گل ، روغن بيد بر سرش بمال ! اگر از اين علاجها سردرد آرام نشد ، داروهاى پاشيدنى سردىبخش را با داروهاى نرمكننده از قبيل : بابونه و داروهاى مخدر مانند خشخاش قاطى كن و بر سر بيمار بپاش ! تا حالت تب هست نبايد شير بر سر بيمار بپاشى . وقتى كه تب تسكين يافته است و اگر لازم ديدى كه شير بر سر بيمار دوشى ، آنگاه حال نيرومندى بيمار را بررسى كن ! اگر نيروى بر مرام دارد و ناتوان نشده است ، شير بز بر سرش بپاش ! اگر ديدى كه ناتوان است و از نيروى جسمانيش كاسته شده است از شير پستان زن استفاده كن ! اگر ديدى كه بيمار تن مرطوب دارد و بيشتر به خوابآلودگى مايل است ، داروهاى رطوبتآور و بويژه شير را در علاجش به كار مبر ! اگر تشخيص دادى كه بخار دودى در بدن بيمار جمع است و سر خشك گرديده و بيمار كمخواب است ، داروهاى پاشيدنى رطوبتبخش استعمال كن ! اگر از اثر بخارهاى نمناك سر به حالت پرشدگى درآمده است ، وسيلهء شياف و حقنه مادهء بخارى را به سوى پايين بران و اندامان پايين بدن را همگى حتى دو بيضهء بيمار را باندپيچى كن ! فصل بيست و پنجم سرفهء تبداران بسيار اتفاق افتد كه بيماران مبتلا به تب از اثر گرما يا از اثر خشكى مزاج سرفه مىكنند . علاجش به قرار زير است : 1 - حب سرفه را در دهان نگهدارند . 2 - انگشتپيچهاى مانند انگشتپيچى كه از خشخاش و مغز ميوههاى سردمزاج و نشاسته و امثال آن مىسازند را بليسند . 3 - مرهمهاى سردىبخش رطوبتزا - كه روغن گل يا لعاب اسفرزه و يا افشرهء خرفه و امثال آن در آن وارد است - استعمال كنند .