أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
75
قانون ( فارسى )
خون كمكم آيد نه يكباره ريزش كند . اگر زن به بواسير مبتلا باشد و خون سيلان كرده از بواسير به زهدان بريزد و با خون حيض بيرون آيد ، خوب است و بيمار بهره بيند ، كه بايد طبيب با وسايلى كه مىداند اين كار را انجام دهد و كارى كند كه خون حيض به بيرون ريزش كند . اكثر بيماران مبتلا به بواسير رنگ رخسارشان زرد مايل به سبز است كه اين رنگ ويژهء بواسيرداران است . بسيار رخ داده است كه بيمار مبتلا به بواسير خون دماغ داشته و بواسير خودبهخود از بين رفته است . علاج بواسير در علاج بواسير بايد قبل از هر چيز به اصلاح بدن بپردازى و خون بد و ناپسنديدهء بدن را بيرون كشى . رگ صافن ( رگ بالائى پاشنه در ساق ) و رگ پشت پاشنه را بزن ! اگر رگ آستر زانو را بزنى از هر دو بهتر است . بر ميان هر دو باسن بادكش بگذارى مفيد است . خلط سودائى را از بدن بيمار پاكسازى كن . اگر علاجهاى ذكر شده لازم باشد و آنها را اجرا كنى ، حالات كبد و طحال نيز اصلاح مىشوند و خون بدجنس ناپسند توليد نمىكنند . بعد از آن اگر درد و آماس و بادكردگى نباشد ، زياد به معالجات ديگر نياز نيست ؛ زيرا ممكن است در اثر معالجه ناسور و ترك بردگى رخ دهد . بايد حتىالامكان كوشش كنى كه شكم بيمار نرم باشد ، نكند قبض باشد و مدفوع خشك و سخت مقعد را آزار دهد و بلا را دو چندان كند . براى نرم نگهداشتن شكم در اين حالت داروهايى را تجويز كن كه در علاج بواسير دست دارند . از قبيل : مقل ، حب فيلزهره ، حب دادى ( جوجادو ) . حبهاى ديگر هم هست كه بعدا ذكر خواهيم كرد . بايد به هر وسيلهاى كه ممكن است بواسير كر و كور را باز كنى و خون از آن جارى سازى تا فروكش كند يا تا خون سرخ رنگ صاف و بدون مادهء سودائى از آن آيد . اگر از علاج طبيعى با وى برنيامدى ، بايد ناسور را ببرى يا خشك گردانى و از شرش رهايى يا بى ؛ مثلا با علاجى كه ناسور را مىسوزاند آن را بسوزان ! اين را نيز بدان ! كه خونى كه از اثر بواسير از مقعد بيرون مىريزد ، بيمهايست نسبت به بيماريهاى خورهاى ، ديوانگى ، ماليخوليا ، صرع سودائى ، بادسرخ ، جوشهاى گاورسى ، سرطان ، پوستاندازى ، گرى ( جرب ) ، قوباء ، جذام ، ذات الجنب ، ذات الريه و سرسام . اگر خونى كه عادتا بايد از بواسير بيرون ريزد ، حبس شود و بند آيد ، از بروز بيماريهاى فوق بيم داشته باش ! و نيز بيم بيمارى استسقا مىرود ، زيرا خون بواسير كه بايد پخته شود ، بند آمده است كه شايد در كبد ورم بدجنس و سخت را به وجود آورد ، مزاج را به تباهى كشاند ؛ بيم سل هم مىرود ، كه ممكن است خون بدجنس بواسير - كه بند آمده است - به ريه برسد و درد و آزار آن را سبب شود .