أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

60

قانون ( فارسى )

مىكند . بيمار در روز هرگاه و ناگاهى ناچار لبها را با زبانش تر مىكند . 3 - كسى كه كرم در شكم دارد غمگين است ، سرحال نيست ، حرف زدن را زحمت مىبيند ، در حرف زدن سرگرانى مىكند ، هميشه به كسانى شبيه است كه بسيار خشمگين و بد اخلاقند ، ممكن است پرت و پلا گويد و اين در حالى است كه بخارهاى بدجنس از درون بالا رفته و به بالائيها رسيده باشند . 4 - روىآورهاى بيمارى سرسام گرم در بيمار ديده مىشود . تنها ريزه كاه و غيره برچيدن و سردرد و صداهاى غير طبيعى در گوش نيست . 5 - بيمار اكثر اوقات و بويژه در شب دندان‌ها را برهم مىسايد . 6 - اكثر اوقات تو گوئى بيمار چيزى در دهان دارد و مىجود و مىخواهد زبان را از دهان بيرون آورد . 7 - بيمار در اثناى خواب خميازه مىكشد و سر و صدا راه مىاندازد ( در خواب فرياد مىكشد ) . 8 - افسرده و اندوهگين است و ظاهرا نيز سرحال و بر مرام نيست . 9 - اگر از خواب بيدارش كنند آزرده مىشود . 10 - وقت غذا خوردن دلش بهم مىآيد و از خوراك راضى نيست . 11 - صدايش مىافتد . 12 - نبضش ضعيف مىشود و در حالت هيجان نبض آن‌قدر ناتوان مىشود كه گوئى نمىزند . 13 - اكثرا مدفوع بيمار تر و رطوبى است . 14 - گاهى اصلا اشتهاى خوراك ندارد و گاهى خارج از حالت طبيعى اشتها دارد و اين بسته به سببهايى است كه در بحث علل به وجود آمدن كرم و قبل از بحث از نشانيها آن را شرح داديم . 15 - شايد بيمار تشنه باشد و از آب خوردن تشنگى فرو ننشيند . 16 - احتمال دارد كه به بيماريهاى ديگر مبتلا شود ، كه از آنها در بحث سببها ياد كرديم . 17 - اگر بيمارى ناشى از كرم شكم شدت يابد و درد شكم بسيار فزونى گيرد ؛ بيمار بر زمين مىافتد و به تشنج گرفتار آيد ، چنان بر خود مىپيچد تو گوئى به نوبت صرع مبتلا شده است . 18 - شايد از اثر شدت بيمارى و درد ناشى از آن قى كند و كرم را از راه دهان برآورد . 19 - چهره و چشمان بيمار رنگ برنگ مىشود ، گاهى رنگ از صورت و چشم مىپرد و گاهى به حالت طبيعى برمىگردد . 20 - ممكن است شكم باد كند ، از درد برانگيزد ، كشيده شود و شبيه بيمار استسقائى گردد و تو گوئى شكم سخت و سفت شده است . 21 - امكان دارد كه بيضه‌هاى بيمار ورم كنند . 22 - عرق بيمار بسيار سرد و بدبو است . نشانيهايى كه ذكر شدند روى هم دليل بر وجود كرم در شكم هستند . چگونگى كرمى كه سبب بيمارى شده ، علامتهاى ويژه به خود دارد ، براى مثال چگونگى مدفوع و آنچه كه با مدفوع بيرون مىآيد ، با هر حالت از حالات بيمارى تطبيق مىكند و در اينجا همه باهم مشتركند .