أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
37
قانون ( فارسى )
گرگ بر خاربن باشد و بر زمين نباشد ، با شراب يا با عسلاب بخورند يا در عسل مخلوط كنند و بسرشند و چند قاشق از آن بخورند در تسكين درد قولنج معركه مىكند . يا اينكه مدفوعى از گرگ را كه صفات نامبرده را داشته باشد بسايند و با نمك و فلفل و چيزهايى از خوشبوكنندههاى غذا مخلوط كنند ، باز تأثير عجيب دارد . اگر احيانا در مدفوع نامبردهء گرگ قطعه استخوانى درسته پيدا شود ، آن هم در تسكين درد قولنج فوقالعاده است . گويند اگر بيمار مدفوع گرگ را علاوه بر تناول بر جاى درد آويزان كند ، باز فائده بيشتر مىشود . طبيبان به بيماران قولنج سفارش مىدهند كه تا ممكن است پوست خونالود نخجير يا گوزنى كه گرگ آن را دريده يا اقلا پشم گوسفند يا قوچى را كه گرگ زخمى كرده و از چنگ گرگ رها شده است بدست آورند و آن مدفوع كذائى گرگ در آن پيچند و به خود آويزان كنند كه درد قولنج را تسكين مىدهد . جالينوس بر فائدهء آويزان كردن مدفوع گرگ استخوان خورده گواهى مىدهد و مىفرمايد حتى اگر آن را در قالبى نقرهاى ريزند و بر خود آويزان كنند ، در تسكين درد قولنج بسيار اثربخش است . و گويند اگر جرم رودهء گرگ را خشك كنند و بسايند و بخورند ، بهتر از مدفوعش بهرهرسان و مسكن درد قولنج است . و من اين گفته را بعيد نمىدانم . 15 - كژدم برشته نيز دراينباره مانند مدفوع سپيد گرگ است ؛ امّا بايد كژدم برشته را بر قولنج راستين بيازمايند نه اينكه آزمايش بر درد قولنجى دروغين باشد كه پير و درد سنگ كليه بوده و درد كليه را تسكين دهد و چون روىآورى بر درد قولنج اثر بخشد . 16 - چنان كه گويند و بسيار پسنديدهاند ، اگر درد قولنج بسيار شدت يافت ، بيمار از سوختهء شاخ گوزن چيزى بخورد درد تسكين مىيابد و گويند فورا درد از بين مىرود . داروهاى بر رويه گذاشتنى در علاج قولنج سرد ضمادهايى هستند كه تا اندازهاى اسهال هم مىدهند ، مانند ضمادى كه از پيهء هندوانهء ابو جهل و مغز دانهء كاجيره سازند . بر شكم ماليدنيهايى هستند از قبيل زهرهء گاو ، پيه هندوانهء ابو جهل و امثال آنها ضمادهايى هستند كه اسهالى نيستند و در تسكين درد قولنج تأثير بخشند ، مانند : ضماد از بزر گزنه و مغز ثمر كاجيره . ضمادهايى از بزرها و گياهانى كه در حقنه به كار مىروند و ذكر شدهاند . ضماد از ثمر غار تنها و بدون هيچ داروى ديگر . اينك دارويى تركيبى گذاشتنى در علاج قولنج سرد . نسخه : موم به وزن هشت كرمه ، سقز درخت بنه شش كرمه ، تربد سه كرمه ، مويزك يك كرمه و نيم ، عاقر قرحا ، مرزنگوش ، ثمرغار ، بزر گزنه ، لوبيا گرگى خشكيده و پيه هندوانهء ابو جهل از هريك يك كرمه و نيم ، محموده ( سقمونيا ) هفت مثقال و سه كرمه ، زهرهء گاو به اندازه كافى ، روغن غار به اندازهء كافى . همه را درهم بسرشند - كه غليظ باشد - بر جاى درد مالند .