أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

401

قانون ( فارسى )

گفتار اوّل آسيب‌ديدگى ، اندازه و حالت فصل اوّل ثرب و هر دو صفاق بايد اين را بدانى كه شكم انسان پوست دارد و بر پوست شكم دو غشا قرار گرفته‌اند ؛ يكى از اين دو غشا را طافى ( شناور ) نامند ، كه روده‌ها را دربرگرفته و از ستبرى و چربى خود روده‌ها را گرم نگه داشته و ماهيچهء شكم را نيز دربرگرفته است . دومى غشاى آستر است كه آن را باريطون ناميده‌اند و برخى اين غشاى آسترى را مدوّر گويند ، زيرا اگر محتوايش را از آن جدا كنى و به حساب نياورى اين غشا شبيه توپ بازى است كه پرز و زائده‌هاى سست و نازك دارد و سوراخى در آن هست . از طرف بالا به حجاب پيوسته و از همان جا از حجاب دور افتاده است . نازك است و درست آستر شكم و غشاى شكم شده است و از راست و چپ به دو ماهيچه از ماهيچه‌هاى شكم پيوسته و خوب بدانها چسبيده است . بعد از اين دو ماهيچه ، با حجاب و اجزاء گوشتى حجاب مثل اين است كه يكى شده باشد . همين غشاى آسترى در حالتى كه سفت و محكم مىشود به معده مىپيوندد و در اينجا نقطهء التقا با معده گسترش دارد ؛ ليكن در اتصال با كبد بسيار باريك است . پردهء بسيار نازك ماهيچه‌اى بر اكثر اجزاى باريطون چنان كشيده شده است كه گوئى در واقع از او جدا نيست و يكى هستند ؛ زيرا بسيار به آن چسبيده و همان شباهت پىآلودگى را هم دارد . همچنين اگر اين پرده را از باريطون جدا كنى مىبينى كه تنيده‌اى بسيار نازك است و در حقيقت بايد اين پردهء نازك را باريطون دانست . نازك‌ترين و خالص‌ترين باريطون يا واضح‌تر بگويم ، نازك‌ترين آستر باريطون در تهيگاهها است و غشاى آستر دنده‌ها از اين غشاء باريطون روييده است . فايده سرشتى اين صفاق آن است كه فراغ ميان ماهيچه‌هاى شكم و روده‌ها را پر كند و آنها را محكم نگه دارد ، نگه‌دار روده‌ها باشد و نگذارد ماهيچه‌ها در جاهاى خالى بيفتند ؛ كه در اين عمل از عقب ديافراغما ( دريچه‌اى كه برحسب لزوم باز و بسته مىشود ) به صفاق كمك مىكند و از عقب