أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

388

قانون ( فارسى )

از آن تا اندازه‌اى سبكتر و از حيث وخامت در درجهء دوم قرار دارد ، اين است كه نفس را قطع نمىكند اما نفس بسيار كوچك و ناتوان مىشود . در درجهء سوم حالتى است كه تشنج ، كشيدگى اندامان تن و دل‌بهم آمدن همراه دارد اما زيانى به عقل و احساس نمىرساند . اينها را ياد گير و فراموش مكن ! نشانيها نشانيهاى مقدماتى نوبت بيمارى خفگى زهدان از قرار زيرند : حالت بيمار آسم ، دشوار نفسى ، تپش قلب ، سردرد ، بدبوئى نفس ، هوش بهم خوردن ، سراسيمگى ، تنبلى ، ناتوانى ساقهاى پا ، زردى رنگ رخسار و بر يك حالت نماندن مىباشد . كه شايد از تأثير بخارهاى عفونى و تندمزاج ، تشنگى رو مىآورد و اگر بخار بيشتر شدت بگيرد ، خواب بدون اراده ، يا درهم شدن عقل ، سرخى رنگ چشم و سرخى و برافروختگى چهره ، سرخى لبها ، برآمدن چشمان رو به بالا عارض شود و ممكن است چشم را كه برهم نهند باز نشود ، به علاوه از نشانيها بسيار ناتوان شدن نفس است كه در اكثر حالات نفس قطع مىشود . بيمار احساس مىكند كه چيزى از زهارش بالا مىرود . دندان را برهم مىسايد و برهم مىزند ، بدون اراده و ناخودآگاه به حركاتى دست مىزند . زيرا ماهيچه‌ها فاسد مىشوند و تغيير حال مىدهند . بيمار ناى حرف زدن ندارد و اگر چيزى گفت كسى آن را نمىفهمد . سپس - بويژه اگر سبب بيمارى از بند آمدن آب پشت باشد - غش مىكند و صدايش قطع مىشود . احساس مىكند كه چيزى از ساقها به سوى بالا كشيده مىشود . نوعى رطوبت در بعضى از اندامان بدن - نه همهء بدن - پيدا مىشود كه ممكن است با قى كردن مادهء خالص بلغمى ، رطوبت كذائى از بين برود . سردرد ، درد زانو ، پشت درد ، قرقر شكم و بيرون جهيدن مادهء رطوبى از زهدان از جملهء روىآورهاى خفگى زهدانند ؛ كه ممكن است به ذات الريه ، بيمارى خناق ، ورم در گردن و ورم در سينه بينجامد . نبض بيمار اول كشيده و متشنج و متفاوت است ؛ بعدا بدون نظم و ترتيب و پياپى مىزند و بويژه وقتى كه بيمار به كلى از نا مىافتد و به مرگ نزديك مىشود . بول بيمار شبيه آبى است كه گوشت در آن شسته‌اند كه ممكن است خونى شود . اگر حالت بيمارى خفگى زهدان ، سببش بند آمدن خون حيض باشد ، بيرون نريختن خون حيض در موعد مقرر و تأخيرش گواه است . اگر خفگى زهدان از بند آمدن آب پشت باشد ، در معاينه و پرسش از حالت بيمار معلوم مىشود . مثلا زن مدتها از جماع محروم بوده و بسيار آرزوى جماع داشته و از حياى خود بر خود پيچيده است و آب پشتش را حبس كرده است . اگر خفگى زهدان از بند آمدن خون حيض در زهدان باشد ، ممكن است شير از پستان بچكد ، بدن سنگين‌تر مىشود و حواس پرت و ناتوان گردد . درد چشم و گردن و نيز حالت تب و ساير روىآورها آشكارترند . و با اين همه خلط چيره در خون اثر خود را حفظ مىكند . بدترين حالت آن است كه خلط سودائى در خون باشد . كه در اين حالت مغز را آسيب