أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
23
قانون ( فارسى )
سردرد با خود آورده و درد را افزايش داده است ؛ كه در اين حالت بايد از بالا نيز به كمك بيمار شتافت و داروى اسهالى بخورد و خطاى حقنه را جبران كند . گاهى اتفاق افتد كه اسهال از بالا روى داده امّا راه پايين بسته است ؛ در چنين حالتى بايد به وسيلهء داروهاى گيرنده و قبوضيتآور مادهء اسهال شدهء بالائى را غليظ گردانى تا با مادهء گير كرده در پايين هماهنگ شود . آنگاه همه را باهم - كه يك جنس شدهاند - پاكسازى كن ! اگر بيمار قولنج تب دارد ، حقنهء نرم به كار ببر ! روغن حقنه را زياد كن تا تأثير شورمزگى نمك را خنثى كند ؛ زيرا ممكن است نياز باشد كه تا وزن دو درهم و نيم نمك در آن ريزى . اگر حقنه چيزى را پايين نياورد ، داروى اسهالى تناولى تجويز كن كه بيمار بخورد ، داروى تناولى در چنين حالتى شهر ياران و داروى تمرى ( خرمايى ) باشد و بعد از آن ايارج فيقرا ( داروى تلخ مسهل ) تخمير شده يا خشكه بخورد . نبايد معجون مسهل در چنين حالتى آميزه با قارچ چمنى باشد ، قارچ چمنى پايين مىرود و در احشاء ( درون ) لنگر مىاندازد و باقى مىماند . اگر بيمار معدهاش كاملا از غذا تهى نشده حقنه به كار مبر ! مبادا چيز كال و نارسيدهاى را پايين بياورد . حقنهها را پياپى و بدون فاصله به كار مبر بگذار ميان آنها مهلت و فاصلهء زمانى باشد . اگر بيمارى قولنج از مادهء صفرائى باشد بيمار حب الذهب ( حب طلائى ) بخورد كه درد و آزار قولنجى را تخفيف دهد . گاهى ممكن است داروهايى كه بدن جذب مىكند ، خلط ناباب و بدجنس ديگر را به روده وارد كنند يا خلط سبب پوستاندازى و خراش روده را با خود بياورند كه در چنين حالتى هم پوستاندازى رخ دهد و هم بيمارى قولنج هست كه اين حالت براى بيمار خطر بزرگى است . اگر در بيمارى قولنج داروى مسهل بزرگ و زياد تأثيربخش تجويز كنى كه چيزى را در معده باقى نگذارد ، كار بدى كردهاى . بايد حبوب يا معجون مسهل ، كم حجم و خوشبوى باشد و معده را يكباره لاىروبى نكند و بر خارج از روده و معده اثر بد نگذارد . در علاج بيمارى قولنج بايد هميشه مراعات سر بيمار را در نظر داشته باشى ، و نگذارى بخارهاى بند آمده در شكم به سوى سر بروند و سر در حالتى باشد كه چنين بخارهاى بد گوهر را در خود نپذيرد . بسيار روى داده است كه در علاج بيمارى قولنج ( انواع قولنج ) داروهاى تندمزاج استعمال شده و بخارى كه از اثر دارو برخاسته است به بيمارى وسواس ، درهم شدن عقل و حالات زيانآور براى قولنج انجاميده است . چنين زيان و زيانآورهايى وقتى رخ مىدهند كه طبيب معالج كاملا حالت بيمار و حالت بيمارى را تشخيص نمىدهد و پى نمىبرد كه بايد كدام اسلوب علاجى را به كار ببرد . گفتيم بايد به مراعات سر بپردازى منظور از اين مراعات آن است كه به وسيلهء خوشبوهاى سردمزاج و سردىبخش ، روغنهاى سردمزاج و سردىبخش و ساير علاجهاى سرد گردانيدن سر - كه سابقا ذكر كردهايم - مزاج سر را سرد نگهدارى .