أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
260
قانون ( فارسى )
دارند و از هر دو راه ادرار را بيرون مىدهند . از مردم شنيدهام كه گويند برخى از اين نرمادهها مىتوانند با زن جماع كنند و نيز مردان مىتوانند با آنها جماع كنند ؛ كه البته كمتر مىتوانم اين فرمايش را تصديق كنم . بسيارى از اين اشخاص را مىتوان وسيلهء بريدن يكى از اين دو اندام ( آنچه ناپيداتر است ) معالجه كرد و زخم ناشى از عمل جراحى را مداوا نمود . فصل نوزدهم زيان اجتماعى ناشى از شرم طبيب طبيبان معالج بيماران شرم دارند كه دربارهء بزرگ شدن ذكر مردان يا تنگ شدن فرج زنان و لذّت بردن زنان از جماع ، شرحى بدهند و اين مسائل را بيان كنند ؛ اما نمىدانند كه در اين پردهپوشى چه زيانهايى به مردم مىرسانند . نمىدانند كه اين مسائل با توليد نسل ارتباط مستقيم دارد . يا مىدانند و خجالت مىكشند بگويند ؛ درحالىكه پاى مسايل بسيار مهمى در ميان است خجالت معنى ندارد . بسيار اتفاق افتد كه ذكر مرد كوچك يا كوتاه است و چون اين كوچكى از حد طبيعى كمتر است براى زن هيچ لذّتى در بر ندارد ، زن آب پشتش نمىريزد و اگر آب پشت زن بر نجوشد و با آب پشت مرد مخلوط نشود ، تكوين جنين صورتپذير نيست . شايد همين كوتاهى و كوچكى ذكر موجب شود كه زن از شوهرش نفرت پيدا كند و پى مرد ديگرى بگردد . و از آن سوى اگر فرج زن تنگ نباشد ، مرد را خوش نيايد و از اثر نفرت مرد زن نيز دلگير مىشود و با شوهر نمىسازد آن وقت هم مرد و هم زن مىخواهند جفت خود را عوض كنند . مسألهء لذت ديدن از جماع بين زن و شوهر بسيار جاى اهميّت است ؛ زنها ديرتر از مردان آب پشتشان بر مىجوشد ؛ اگر مرد قبل از آسودن زن كارش تمام شود و ذكر را بيرون كشد و هنوز لذتى به زن نرسيده باشد ، زن را هيجانزده مىكند و به دليل محروم شدن از لذت رنج مىبرد ؛ كه از اين گونه جماع نيز نسلى ببار نمىآيد و زن كه از جماع شوهر لذّت نمىبيند و آرزوى جنسىاش ارضا نمىشود ، پى هر فرصتى مىگردد كه ارضا گردد . اينگونه زنان حتى اگر نتوانستند مردى پيدا كنند ، از روى ناچارى همدردى را از ميان زنان برمىگزينند و از برهم ساييدن فرج آرزو را تا اندازهاى فرو مىنشانند . فصل بيستم لذت مرد و زن در جماع وقتى كه زن و مرد مىخواهند مجامعت كنند ، يكى از آنها يكى از اين داروها را در دهن نگهدارد و آب دهن را در اندرون ذكر و فرج استعمال كند . داروهاى لذتبخش از اين قرارند : صمغ انگدان ، كبابه ، عسل آمله ، محموده ( سقمونيا ) كه در عسل بسرشد ، زنجبيل و عسل ، فلفل و عسل . بهترين