أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

9

قانون ( فارسى )

سبب روانى شكم مىشود . اما اگر آن حالت نادر روى دهد و قولنج به بار آيد . درد و آزار روده بسيار شديد و طاقت‌فرسا است و بيمار نمىتواند آن را تحمل كند . و شايد حرارتى كه سبب خشكيدن تفاله در روده مىشود ، از اثر سرماى شديد خارج باشد كه حرارت را به سوى داخل دفع مىكند و در اين حالت ادرار زياد است و مقعد را محكم مىبندد و مدفوع به سوى بالا رانده مىشود . يا روده و شكم به سوء مزاج خشك مبتلا مىشوند و تفاله را مىخشكانند . يا از اثر زحير و ورم رودهء راست ، تفاله بند آيد و راه خروج نداشته باشد . برخى از اطباء بر اين عقيده‌اند كه ممكن است تفاله بند آمده متحجر شود و شن ماننده بيرون آيد . اشاره كرديم كه ممكن است سبب قولنج شراكتى باشد ، اينك شرح آن : امكان دارد كه ورم در كبد يا در آبدان يا در كليه و يا در طحال پيدا شود . گوهر ورم فشار بر روده آورد و آن را بفشرد و تند بگيرد . يا كليه از سنگى كه در آن پديد آمده است به درد مىآيد ، روده از اين درد سهمى مىبرد و ناتوان مىشود و ياراى دفع خلط داخل خود را ندارد و خلط در روده حبس مىگردد . گاهى ممكن است قولنج از كليه‌اى كه در آن سنگ ايجاد شده است پديد آيد و درد قولنج از اشتراك درد كليهء سنگ‌زده باشد . درد ناشى از سنگ كليه بسيار شباهت به درد قولنج دارد ؛ اگر پزشك بسيار آگاه و ماهر نباشد فرق اين دو نوع از درد را نمىكند . ما در آينده وقتى به ذكر نشانيها مىپردازيم فرق ميان اين دو درد را توضيح مىدهيم . اتفاق افتد كه بيمارى قولنج و بيمارى ايلاوس هر دو از انتشار بيماريهاى وبائى - كه واگيرند و از شهرى به شهرى و از منطقه‌اى به منطقه‌اى و از انسانى به انسان ديگر منتقل مىشوند - بروز كنند . يكى از اطباء پيشينه روايت مىكند كه بيمارى و با از خارج به منطقه‌شان منتقل شد و مردم به و با مبتلا شدند . برخى صرع گرفتند و از اين بيمارى مىمردند . بعضى رودهء قولونشان از جا تكان خورده و سست شده بود امّا حس روده سالم و پابرجا بود و اميد در نجات بيمار بود . اكثرا و با بيمارى ايلاوس را سبب مىشد و اتفاق مىافتاد كه انسان و با گرفته به هر دو نوع از قولنج يعنى به درد روده كلفته و به درد روده باريكه مبتلا شود ، كه از يكى به ديگرى منتقل مىشود و شباهت به حالت بحرانى داشت . هم او گويد برخى از اطباء معالجهء شگفت‌آور به كار مىبردند ، بيمار را وادار مىكردند كه كاهو ، كاسنى ، گوشت غليظ ماهى ، گوشت هر حيوان سم‌دار و پاچه بخورند . غذا مىبايست كاملا سرد شده باشد . بيمار را وادار مىكردند كه از آب سرد و ترش مزه‌ها زياد بخورند . بيماران شفا مىيافتند و تقريبا هرچه از اثر و با به بيمارى صرع مبتلا نشده و فالج نشده بودند به كلّى خوب شدند و حتى برخى از آنها كه در نخستين مرحلهء ابتلا به صرع بودند شفا يافتند .