أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
218
قانون ( فارسى )
زهار قرار گرفته است . غشاء ( پردهء پوششى كه شريانها و وريدهاى مادهء منى رسان به بيضه را زير پوشش خود قرار دادهاند - چنان كه سابقا هم شرح دادهايم - منشأ از اين صفاق بزرگ دارند و از اين رو با غشاء نخاع نيز در تماس است و به آن پيوسته است . همين غشاء رگها و آويزههايى را كه در دو تنبوشهء بيخ رانها هستند نيز زير پوشش قرار داده و همراه آنها پايين مىآيد . تنبوشه نيز از آن صفاق توليد شده است و از آن نفوذ كرده است و غشاء پوشندهاى كه در تنبوشه وارد شده است باز از صفاق بزرگ منشأ دارد . تو در تشريح رگها ياد گرفتى ، رگى كه به سوى بيضهء چپ مىآيد غير از آن است كه به بيضهء راست وارد مىشود و هريك از رگى جداگانه غذا دريافت مىكنند . و دانستى همان رگ كه به بيضهء راست مىآيد خون پختهتر و بىآلايش و پاكتر و كمآبتر به بيضه تحويل مىدهد . به عقيدهء اكثريت مردم ، بيضهء راست از بيضهء چپ قوىتر و كاراتر است ؛ مگر اينكه انسان جزء كسانى باشد كه با دست چپ كار مىكنند ؛ كه در اين صورت بيضه هم تابعى از آن حكم عمومى مىشود . آوندهاى منى كه شروع مىشوند تنبوشه مانندهاند . در هر بيضهاى تنبوشهاى موجود است و تو گويى با بيضه يكى نيست و از بيضه منشأ ندارد . هرچند تنبوشه با بيضه پيوسته و به آن چسبيده است . هريك از اين دو تنبوشه در نزديكى بيضه به تدريج گشاد مىشوند و جيب مانندهاى را تشكيل مىدهند . بعد از آن به تدريج شروع به تنگ شدن مىكنند . در زنان - و نه در مردان - بعد از تنگ شدن تنبوشه وقتى به نهايت مىرسند دوباره گشاد مىشوند . اين آوندها اول بالا مىروند و به دهانهء پايينى مثانه - كه مجراى بول است - مىپيوندند . - ذكر چيست ؟ - ذكر اندامى است ابزارى از تك اندامانى كه از زردپى و پىها و رگ و گوشت تشكيل يافته است . منشأ و سرآغاز رويشگاه ذكر از استخوان زهار است . از رويشگاه كه مىرويد زردپى آلود است و چندين فراغ و تجويف گشاد در آن است . هرچند در اكثر حالات اين فضاهاى خالى برهم مىآيند . اين تجويفها پر از باد مىشوند و ذكر برمىخيزد . در زير جرم ذكر شريانهاى زياد و بسيار گشاد - كه نسبت به اندازه و حجم ذكر بسيار زيادتر از حدّ متوقع هستند - موجود است . به علاوه پىرگهايى از دندهء دنبالچه به ذكر درآمدهاند . هرچند گوهر سرشتى ذكر چندان به ژرفا راه نيافته است ، امّا رگهاى گوهرش زردپى هستند و بدون حس مىباشند . به عقيدهء جالينوس پىرگهايى كه سبب برخاستن ذكر مىشوند غير آن پىرگها مىباشند كه سبب سست شدن و فروهشتگى ذكر مىشوند . و تو ماهيچهء ويژه به ذكر را در بحث از ماهيچهها شناختهاى ! سه لوله رگ در ذكر موجودند ، يكى گدار بول است دومى گدار آب پشت است و سومى گدار ودى « 1 » است . مىخواهم بدانى كه نيروى برخيزاننده و باد سبب برخاستن ذكر از قلب مىآيد . امّا ذكر حس
--> ( 1 ) - ودى : آب پشت مانندهاى است كه گاهى بعد از بول از ذكر بيرون آيد .