أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
207
قانون ( فارسى )
6 - ممكن است از پرش ، صدمه ديدن ، بر زمين افتادن ، ضربت خوردن و غيره خونريزى رخ داده باشد ؛ كه اين حالت كمتر رخ مىدهد . 7 - ممكن است خون از آن بالاييها نيايد و سبب در اندامان بول ريز و نزديك آنها باشد . مثلا رگى گسسته يا رگى باز شده يا از اثر ضربت خوردن يا بر زمين افتادن يا باد يا سرمازدگى رگ ترك برداشته باشد . كه از اثر سرما رگ سفت و تند شده باشد و ترك بردارد . 8 - ممكن است حالتى خورهاى خون را جارى كرده باشد . 9 - ممكن است از كشيدگى و كزاز قوى باشد . 10 - ممكن است گوشت بدن بگدازد و به خون كممايه و آبكى بنمايد كه آن هم نوعى از خون است . 11 - ممكن است خون در بدن بيش از اندازهء لازم كممايه شده باشد كه در چنين حالتى در صورتى كه نيروى جاذبهء كليه سرحال و نيرومند باشد ، مقدار زيادى از خون آبكى و كممايه را به سوى كليه مىكشاند . اگر خون از گوشت گدازيده باشد - كه خونى رقيق و كممايه است - در فرستادنش دو مددكار هست ، يكى اينكه همان مجراى خون ريختنى را در بر مىگيرد و راه بيرون آمدنش سهل است ، دوم اينكه آبكى است و قوامى ندارد كه از ريزش خوددارى كند . اما اگر حالت دوم است ، يعنى خون رقيق و كممايه است و از گداختهء گوشت بدن نيست بلكه از سرريز كردن خون بدن است كه كممايه شده و رقيق است ، تنها در سرازير شدن از راه بول يك مددكار دارد كه آن هم نيروى جاذبهء كليه است كه آن را به كليه نفوذ مىدهد و كليه كه آن را نگه نمىدارد و به وسيلهء نيروى دفعكنندهاش به مثانه تحويل مىدهد . بول غسالى « 1 » گاهى رخ مىدهد كه بول انسان به شكل آبگوشت شويه باشد ، كه دو علت مىتواند داشته باشد : 1 - نيروى هضم كنندهء غذاى كبد در كبد ناتوان است . 2 - دستگاه پالايش در كبد ناتوان است و به خوبى از عهدهء جدا كردن آب از خون برنمىآيد . و نيز ممكن است كه سبب ، از ناتوانى هر دو نيرو باهم باشد . خون خلطآلود گاهى رخ مىدهد كسى خونى مىشاشد كه آن خون با خلط غليظ همراه است . سبب اين حالت اكثرا از ناتوان شدن كليه است .
--> ( 1 ) - منظور از كلمهء غسالى آن است كه وقتى گوشت تازه را در آب مىشويند ، آب حاصل خونابهاى مانندى است كه در اين ترجمه آن را آبگوشت شويه ناميدهايم .