أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

180

قانون ( فارسى )

3 - بلغم زياد در اندام نزديك به مجرا - اعم از روده ، زهدان يا ناف - جمع آمده و بر مجراى بول فشار آورده است . 4 - باد مخالف يا كشدار در اندام همسايهء مجراى بول سبب فشار آوردن بر مجرا شده است . 5 - ورم در مقعد پديد آمده و سبب اين خرابكارى شده است ؛ كه ورم مقعد نيز چند حالت دارد : الف - سبب تنها در خود مقعد است . ب - سبب از زحير است . ج - از بريدن بواسير ، مقعد ورم كرده است . د - از شدت درد بواسير مقعد به ورم مبتلا شده است . ه - مقعد ترك برده و از اثر شدت درد ترك بردگى ورم كرده است . 6 - در طرف پايين و پشت ورم پيچشى رخ داده است . 7 - بيضه از سببى به سوى مراق بالا رفته و از جاى طبيعى بلندتر شده و مزاحمت براى مجراى بول ايجاد كرده است و مجرا را با خود بلند كرده و مجرا از اين بالانشينى به تنگ آمده و تنگ‌تر از حالت طبيعى شده است طورى كه بول به زحمت و كم‌كم بيرون مىجهد و درد و آزار هم دارد . 8 - شايد سبب حبس شدن بول يا به زحمت شاشيدن ، نه از ورم باشد و نه از راه بندان بلكه از درد زياد باشد كه از قرحه منشأ دارد ؛ بيمار در چنين حالتى تا مىخواهد بشاشد از ترس به درد آمدن شديد نمىتواند مثانه را بر ماهيچه‌هاى شكم بفشرد . بويژه اگر ماهيچه‌هاى شكم - كه با مثانه پيوستگى دارند - ناتوان شده باشند يا به تشنج و امثال آن مبتلا شوند . در اين حالت اگر بيمار جرأت كند و بخواهد ، مىتواند كاملا طبيعى بشاشد و خللى در چندى و چونى بول رخ نمىدهد و درد هم تسكين مىيابد . كسى كه اين حالت را دارد و از ترس درد جرأت شاشيدن ندارد ، با اينكه به دشوار بولى مبتلا است ، به چكميزك نيز مبتلا مىشود ؛ بول را قطره قطره مىريزد و گمان مىكند كه اگر بول كم‌كم بيايد درد سبك و قابل تحمل مىشود . گفتيم ممكن است ناتوانى بيمار سبب حبس يا دشوارى بول باشد ، منظور از ناتوانى يكى از حالات زير است : 1 - يا ناتوانى در نيروى احساس روى داده است . 2 - يا نيروى طبيعى شخص كاهش يافته است . 3 - يا نيروى حركت دهنده در انسان به كمى و كاستى انجاميده است . اگر سبب حبس شدن يا دشوار بيرون آمدن بول ناتوانى نيروى احساس‌كننده است ، بايد نيروى حس‌كننده در مثانه يا در ماهيچه‌هاى وابسته به مثانه گزندى ديده باشند . در اين حالت نيروى دفع‌كنندهء مادهء بول ياراى دفع ماده را اصلا ندارد يا كمتر از حالت طبيعى مىتواند اين كار را انجام دهد و يا اندامان منشأ و رئيس آسيب ديده‌اند و سبب كاهش احساس شده‌اند ؛ چنان كه در بيمارى قرانيطس ( ورم جرم مغز ) و بيمارى ليثرغيس ( خواب بدون اراده يا مرگ دروغين ) رخ مىدهد . اگر ناتوانى نيروى حركت‌دهنده سبب حبس بول شده است ، سببهاى احتمالى به قرار