أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
136
قانون ( فارسى )
فصل نهم داروهاى سنگ خردكن داروهاى سنگ خردكن اكثرا تلخمزهاند امّا بسيار گرممزاج نيستند ؛ چه اگر بسيار گرممزاج باشند ، سبب به وجود آمدن سنگ را تقويت مىكنند . تا دارو در قطعهقطعه كردن سنگ كليه تواناتر و تأثيربخشتر باشد و در عين حال حرارت مزاجىاش كمتر باشد ، بهتر است . و بايد داروى خوراكى علاج سنگ مثانه گرممزاجتر از داروى سنگشكن داخل كليه باشد . داروهايى هستند كه ارتباطى با گرممزاجى و سردمزاجى ندارند ، اما خاصيّت سنگشكنى دارند و در اينباره بهره رسانند . داروهاى سنگشكن عموما چند دستهاند : 1 - هستند كه نيروى اثربخشى آنها به آن اندازه نيست كه بتوانند سنگهاى كوچك سخت نشده را ريزريز كنند . 2 - هستند كه در شكستن و از هم پاشيدن سنگ داخل كليه بسيار كارا و فعّالند ليكن در شكستن و ريز ريز كردن سنگ مثانه اين نيرو را ندارند يا اصلا با سنگ مثانه كارى ندارند ، كه اين نوع داروها كمند و در اقليت قرار گرفتهاند . مثلا سنگ يهود از اين قبيل داروها است . 3 - هستند داروهايى كه در علاج سنگ كليه بسيار خوبند و تا اندازهاى در علاج سنگ مثانه نيز تأثير دارند . 4 - هستند كه در علاج هر دو حالت يعنى در شكستن و برانداختن سنگ كليه و سنگ مثانه خوب و تأثير بخشند . مانند : گوشت گنجشك سانى كه آن را اطراغوليدوس نامند و يا خاكستر كژدم . اگر مىخواهى كه دارويى را با داروى علاج سنگ مخلوط كنى ، بايد آن را برگزينى كه در تأثيربخشى داروى علاج سنگ مددكار باشد ؛ كه اين نوع داروها به چند دسته تقسيم مىشوند و انواعى دارند : الف - داروهاى ادرارآور كه بول غليظ را بيرون مىريزند و سنگى را كه در كليه بركنده شده است خرد مىكنند و با بول بيرون مىدهند . ب - داروهايى كه حركت داروى اصلى را كندتر مىكنند و مدّتى آن را باز مىدارند تا تأثير دارويى خود را چنان كه لازم است ببخشد . اين نوع از داروها به سرعت نفوذ نمىكنند ؛ زيرا لزج و چربند ، امّا با اين همه رسانندهء ماده هستند ، كه انگم فيجن يكى از آن داروها است . ج - داروهايى كه به سرعت نفوذ مىكنند و سبب پاكسازى كليه مىشوند ، مانند : فلفل و امثال فلفل . د - داروهايى كه كليه يا اندام سنگزده را كه از تأثير داروهاى مختلف و از اثر حركت كردن بر آن خسته و ناتوان شدهاند نيرو مىبخشند ، كه داروهاى پادزهرى ، سنبل و دارچين ختايى از اين قبيلند . ه - داروهايى كه به نرمى و لطافت گيرنده و قبوضيت بخشند ، مانند : رب ميوهها كه نگهدارندهء