أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

100

قانون ( فارسى )

جاى كليه‌ها براى اندامان احشاء كه در آنجا واقع شده‌اند گشاد شده است . كليهء طرف راست بالاى كليهء طرف چپ قرار گرفته است تا به كبد نزديك باشد و تا سر حد امكان بيشتر از كبد ماده دريافت كند . كليهء طرف راست تماس مستقيم با كبد دارد و بلكه به زائدهء كبد كه در طرف او است درست چسبيده است . كليهء طرف چپ پايين‌تر قرار گرفته است ، كه در اين پايين قرار داده شدن آن دو حكمت هست : 1 - كليه در جانب چپ مورد مزاحمت طحال قرار مىگيرد . 2 - اگر هر دو در برابر هم قرار مىگرفتند و بالا و پايين نبود ، مادهء آبى كه بايد از كليه گذر كند در اين ميان سرگردان مىشد كه آيا به هر دو كليه داخل شود ، يا به كدام از اين دو داخل شود كه ديگرى بيكار بماند ؟ حالا كه يكى در بالا و نزديكتر به كبد - كه پالايشگاه است - قرار گرفته ، مادهء آبى مستقيما به آن قسمت وارد مىشود ، و بعدا سر به آن ديگر مىزند . هر دو كليه چنان مىنمايند كه قسم كوژ و قسم گود و مقعر ، هر دو در حكم ديد هستند كه نزديك به استخوان پشت واقع شده‌اند . در اندرون هريك از دو كليه فراخنايى هست كه مادهء آبى از راه گدارى كوتاه به آن فراخناى مىريزد و از آن فراخناى از طريق گدارى به آبدان مىرسد ؛ كه گدار آبرسان به آبدان كم‌كم و به تدريج آب را دريافت مىكند و به آبدان مىرساند . - چرا آب به كندى و كم‌كم از كليه به آبدان گسيل مىشود ؟ - زيرا آبى كه مستقيما به كليه مىآيد ، كاملا پاليده نشده است و هنوز قسمتى از مادهء خونى را با خود دارد . كليه بايد اين آب آلوده با مادهء خون را تصفيه كند ، و خونى را كه از آب مىگيرد مورد تغذيهء خود قرار دهد ، سپس مازاد تصفيه شده را - كه كاملا از مادهء خونى پاك شده است - به سوى آبدان بفرستد . آرى مايعى كه مستقيما از كبد به كليه مىآيد صاف صاف نيست و خونالود است ؛ به رنگ آبى است كه گوشت تازه را در آن بسيار شسته باشند . اگر كبد ناتوان باشد و نتواند كاملا از عهده تصفيه خون و آب برآيد ، آب خونالود در حدّ زياد به كبد مىريزد . كليه كه به تصفيه مىپردازد فقط ياراى آن را دارد كه خون غذاى خودش را جدا كند ، بقيه با همان آلودگى بيرون فرستاده مىشود . اين است كه در حالاتى مىبينى بول بيمار به آبى كه گوشت در آن شسته‌اند شبيه است . و اگر كليه ناتوان باشد و از عهدهء تصفيه دوم برنيايد ، باز همان حالت رخ مىدهد و بول انسان به رنگ آب گوشت در آن شسته در مىآيد . پى رگى كوچك به كليه آمده كه غشاء كليه از آن خلق شده است . وريدى از سوى باب الكبد ( ماساريقا ) به كليه راه يافته است . شريانى از قسم آن شريان كه به كبد درآمده ، به كليه هم راه يافته است . اينها را فراموش مكن !