أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

شناسنامه و فهرست 5

قانون ( فارسى )

يادداشت مترجم خوانندهء فرهنگ‌دوست ! خداى را سپاسگزارم كه باز اين فرصتم دست داد ، تا براى سومين بار بر صفحات كتاب قانون ، با شما صحبتى داشته باشم . بعد از انتشار ترجمهء جلد سوم قانون در طب ، از هر سوى ميهن و نيز خارج از كشور ، نامه‌هايى در اظهارنظر نسبت به كار ترجمهء قانون ، به انتشارات سروش و نيز خانه‌ام سرازير شد ؛ كه اكثرا مشجّع و حاوى برخى يادآوريهاى مفيد بودند و بعضا نيز حاكى از عدم رضايت نويسندهء نامه و حتى توصيه به توقف كار بود . استقبال شما خوانندگان بافرهنگ بىنهايت شادم كرد و بدين لحاظ به سعادت خود مىنازم ؛ امّا همينجا سخنى دارم . واژهء عدل عربى است كه معنى لغوى آن لنگه‌بار است و عدالت از آن ريشه گرفته و مفهوم دقيق آن اصطلاحا هر چيز را در جاى خود گنجاندن است . ما اگر لنگه‌بارى را بيش از همتاى ديگرش - از لحاظ وزن و حجم - بار كنيم ، تعادل به هم مىخورد و به عبارت ديگر بىعدالتى رخ مىنمايد و كجبارى به بار مىآورد ؛ كه بار كج را اگر به سر منزل رساندن محال نباشد ، بسيار دشوار است . مىدانيد كه با مشغلت بسيار و وقت كم و ضعف تنى كه دارم ، پاسخ تك‌تك نامه‌ها را نوشتن از قدرتم خارج است . از طرفى هم بىپاسخ گذاشتن محبت عزيزان خواننده شرط دوستى و قدرشناسى نيست . بنابراين مراتب سپاسگزارى و قدردانيم را خدمت دانشمندان و دانش‌دوستانى كه مخاطبم قرار داده‌اند عرض مىكنم ؛ و به بحث عدالت برمىگردم و دو نمونه قضاوت در مورد كار ترجمهء قانون را شاهد مىآورم : جناب دكتر محبّ اللّه آزاده ، جراح و متخصص چشم و جناب دكتر بهروز برومند ، فوق تخصص امراض داخلى ، ضمن نامه‌هاى ارساليشان با چنان عبارات تحسين‌آميزى مورد خطابم قرار داده‌اند كه به توهم افتادم ، نكند اين دو پزشك صاحب‌نظر هنگام نوشتن نامه زندگينامهء مرا - كه در مقدمهء جلدهاى دوم و سوم آمده است - در نظر نداشته‌اند و يا به ديدهء اغماض بر آن نگريسته و عفوا ناديده گرفته‌اند ؛ و گرنه آنچه كه از قلم آنان نسبت به من تراوش كرده ؛ با واقعيت در قياس نگنجد . به‌هرحال شاعر فرمايد : چشم رضاى مرحمت ، هرگز نبيند عيب را .