أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

433

قانون ( فارسى )

نباشد . به هر وسيله باشد او را بخوابان ؛ مثلا او را در ننو بگذار ! ترانه برايش بخوانند ( لالايى بخوانند ) . سبك و نرم او را با دست بچلانند . وسايلى را به كار برند كه در علاج بيماران بىخوابى ذكر مىكنيم . جايى كه بيمار را در آن وادار به خوابيدن مىكنى زياد روشن و سرد نباشد ؛ زيرا سردى خلط مايهء بيمارى را به سوى داخل مىبرد و تو در معالجهء بيمار نياز مبرم به جذب خلط بدجنس به سوى خارج دارى . اگر ديدى كه بيمار هيضه نبضش كوچك شد و چيزى از اثر تشنج يا سكسكه مشاهده كردى ، فورا كمى شراب ريحانى - كه گس‌مزگى و قبوضيت داشته باشد - با آب به و كعك به بيمار بده بخورد . يا اگر ممكن باشد شراب ريحانى مخلوط با آب به را با مغز نان سپوس گرفته و گرم بخورد . و اگر ديدى كه نياز به علاج قويتر دارد ، در اندازهء بسيار گوشت سبك و نازك و زودهضم از گوشت پرنده و برّه را بكوب و همان كوبيده را در ديك بگذار ! و بگذار چندان بر آتش بجوشد تا مادهء آبكى از آن تقريبا برچيده مىشود ؛ آنگاه از ديك بيرون آر و بشدت بفشر ! فشرده را باز در ديك انداز تا با چيزى از ميوه‌هاى سردىبخش بپزد . بهترين ميوه‌هايى كه با گوشت كوبيده و فشردهء كذايى بايد بپزد ، انار و به است . برخى از طبيبان دزدكى ( بدون آگاهى بيمار ) شراب در آن آبگوشت مىريزند و به حورد بيمار مىدهند . اگر كمى نان در آن گوشت و آب كذائى تريد كنند و بخورند زيانى ندارد . بعد از اين غذاى ذكر شده بايد بيمار بخوابد . اگر احيانا بيمار آرزوى انگور خوردن كرد ، انگور آويزان - كه براى زمستان نگه مىدارند و زمانى زياد برچيدنش از تاك گذشته است - بخورد ، انگور را با دانه بسيار خوب بجود . اگر ديدى كه هيچ‌يك از اين غذاها در معده نمىپايد و به سرعت بيرون مىريزد ، بادكش - بدون شيار كردن با تيغ - بر نزديكى ناف بيمار بگذار ! بادكش بزرگ باشد . اگر بادكش بر ناف و اطراف ناف نايستاد ، بادكش را بر ميان هر دو كتف بگذار و بيمار تمايل به سوى پايين كند ( طرف پاها بلندتر از طرف سر باشد ) . اگر ممكن باشد بيمار را در اين حالت بخوابانى خوب است . وقتى كه بيمار رو به پايين گرايش دارد ، زير بغل و هر دو بازوى او را باندپيچى كن و اگر امكان داشته باشد در اين حالت - كه هم باندپيچى شده هم بادكش در ميان دو كتف دارد - بخوابد چه بهتر . اگر از درد بادكش يا از درد باندپيچى از خواب پريد باز عمل را تكرار كن و بادكش و باندپيچى سست مكن تا خاطرجمع مىشوى كه غذا راه طبيعى را پيموده و دارد سرازير مىشود و خاطرجمع مىشوى كه اين غذا وسيلهء قى به بيرون نمىپرد . يا غذاى داخل معده آرام‌تر از حالت اسهالى پايين مىآيد ؛ آنگاه هركدام از اينها را يعنى بادكش يا باند باندپيچى را كه خواستى سست كنى ، كم‌كم و به تدريج سست كن ! اگر بيمار هيچ‌يك از اين علاجها را نپذيرفت و نگذاشت بازويش را ببندى و نگذاشت بادكش بگذارى و غذايى را خورده است يا مىخورد با اسهال بيرون آمد ، آنگاه غذاى او را نوعى سفارش ده كه هم قبوضيت‌آور باشد و هم كمى مادهء مخدر در آن باشد ؛ مثلا نشاستهء بوداده را در آب‌پز پوست خشخاش بپزند و كمى داروى خوشبوى سك كه مشك در آن وارد است در آن بريزند و