أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
426
قانون ( فارسى )
يافته و فاسد شده است ، بايد بيمار صبر كند تا همهء غذا با اسهال بيرون آيد و بعد از آن غذاى خوب كيموس قبوضيتآور بخورد . اثرات سبب اسهال را كه از گرمىبخشى يا سردىبخشى غذا باشد به وسيلهء داروهاى گوارش قبوضيتبخش سردىبخش ، يا قبوضيتآور گرمىبخش - برحسب حال بيمار - به كار گير ! اگر سبب اسهال لزج بودن و لغزيدن خوراك از معده است ، بعد از پايين رفتن دربرگرفتهء معده ، غذاى سبك كه قبوضيت داشته باشد بخورد . اگر گرمى غذا يا سردى غذا سبب اسهال شده است ؛ داروى علاج هر دو حالت را مىدانى كه اثر گرمى را وسيلهء داروى سردىبخش و اثر سردى را با داروى گرمىبخش علاج كنى . اگر سبب اسهال آن است كه بيمار قبلا داروى لغزنده خورده است و غذاى ديگر بر غذاى لغزان آمده است ، بعد از پاكسازى و بيرون ريختن مادهء اسهالى بايد بيمار قبل از هر چيز غذاى قبوضيتبخش را پيش قدم كند . اگر اسهال سببش آن است كه بيمار ترتيب اصولى را به هم زده يعنى خوراك ديرهضم را قبلا فرو داده و بعدا خوراك زودهضم خورده است ، بعد از بيرون ريختن مادهء اسهالى ترتيب غذا خوردن را مراعات كند و براى علاج اثرات اسهال ناشى از اين حالت - كه زيانى بر معده وارد آمده است - تباشير با آبميوهء مناسب حال بخورد و معده را اصلاح كند ؛ كه اكثرا از اثر بهم خوردن ترتيب غذا - ديرهضم را قبل از سبك هضم خوردن - گرممزاجى معده رخ دهد . گفتيم اكثرا ؛ اما گاهى اتفاق افتد و اينچنين اتفاقى بهندرت رخ مىدهد كه اگر خوراك زودهضم پيشاهنگ ترشمزه باشد سردمزاجى معده را ببار آورد . در اين حالت نيز خوردن تباشير با داروى خوزى چارهساز است . اگر سبب اسهال خوراك كمتر از لازم در معده باشد ، يا غذاى وارد شده به معده بسيار گوهر لطيف دارد ، بعد از پايين ريختن مادهء اسهالى ، بيمار از غذاهاى زير استفاده كند : گوشت غليظ كه در سركه بپرورد ، فيله گوشت ، ماهى در سركه خيسانيده شده ، گوشت همراه سركه پخته و از اين قبيل خوراكها . اگر بيم آن بود كه از چنين خوراكهاى غليظ معده ناتوان گردد و آن را خوب هضم نكند ، خوراكهاى نامبرده را سردشده بخورد . فصل هشتم علاج اسهال مغزى سابقا اشاره كرديم كه ممكن است مواد ناباب از سوى مغز به معده سرازير شوند و سبب اسهال گردند ؛ اگر اين حالت براى بيمارى رخ داد دستور معالجهاش چنين است : 1 - بيمار حتما بايد بر پشت بخوابد . 2 - هرگاه از خواب بيدار شد خود را قى دهد تا خلط سبب اسهال - كه از سوى سر به معده آمده