أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

424

قانون ( فارسى )

نسخه : مرزنگوش ، زيره ، نمك ، برگ غار ، زاج بلورى ، فيجن و شاه افسر از هريك هفت مثقال . روغن زيتون به وزن دو قسط ( دويست و هفتاد مثقال ) . داروها با روغن زيتون بر آتش بجوشند تا يك سوم از روغن زيتون مىماند . بپالايند و مايهء حقنه سازند . اگر برنج در آب بپزد و سپس ماهى نمك‌سود هم در آن بپزد ؛ آن آب را مايهء حقنه كنند مفيد است . نوعى مرهم هست كه در علاج اسهال ناشى از پوست‌اندازى و خراش روده بسيار خوب است . تركيب آن به قرار زير مىباشد . نسخه : خرماى چاق گوشتالو به وزن دو رطل و نيم ، مصطكى يك اوقيه ، شبت سبز شش اوقيه . صبر ( الوا ) يك اوقيه ، موم ده اوقيه ، شراب و روغن گل به اندازهء كافى . همه را درهم بسرشند و اگر بيمار احساس سرما مىكند و بلغم لزج دارد ، بزر ترتيزك نيز در مرهم مذكور باشد . اگر اسهال از اثر پوست‌اندازى و خراش روده ، سبب اصلىاش مادهء سودائى باشد دستور معالجه اين است : به علاج بيرون راندن سودا و علاج بيمارى طحال بپرداز - كه سابقا اين طرز علاج را بيان كرده‌ايم - بعد از آنكه علاج سودا و طحال را انجام دادى از داروهاى زير استفاده كن ! داروى در دهان ريختنى ساخته از گلهاى دارويى مناسب حال بيمار به كار انداز . حقنه‌ها : از حقنه‌هاى آب برنج پخته كه ديك ابزار خوش‌بو و بزرهاى گرم مزاج نرمىبخش و بزرهاى سردىبخش و قبوضيت‌آور در آنها باشد . روغن گل ، زردهء تخم‌مرغ را نيز در مادهء حقنه وارد كن ! غذاى بيمار از آن نوع غذاها باشد كه خون توليد مىكنند . اگر تشخيص دادى كه قرحهء روده قرحهء پليد است حتما بيمار را وسيله نمك سنگ بلورى در آب حل شده حقنه كن ! بعد از آن داروهاى بسيار پاك‌كنندهء قرحه را استعمال كن تا پليديها زدوده شوند و گوشت صحيح و سالم پديد آيد ؛ آنگاه داروهاى زخم بهم‌آور به كار ببر ! حقنه‌هايى كه داروهاى مايهء حقنه ، بهبودىبخش قرحه و بهم‌آورندهء زخم هستند و همچنين نرمى بخشند ، عبارتند از : نسخه : خرنوب مصرى سه جزء ، خربق سياه دو جزء ، با آب نمك سنگ بلورى بجوشند و مايهء حقنه شوند . اگر ديدى اين حقنه بهرهء لازم نداد ، از قرصهاى زرنيخى استفاده كن ! اگر پوست‌اندازى همراه تفاله است و سبب در خاصيت غذاست و با مدفوع بيرون مىآيد ، بايد دارو يا غذاى بيمار نرمىبخش ، چرب ، پوشنده و چسبان و لغزانندهء ماده اسهالى باشد . قبل از غذا خوردن زردهء تخم نيم‌بند يا آبگوشت خروس پير يا آبگوشت سادهء جوجهء چاق شده بخورد و