أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
29
قانون ( فارسى )
تلخ . 9 - اشتهاى خوردنى و نوشيدنى : چگونه از راه اشتهاى انسان و چگونگى آن به حال معده پى ببريم ؟ زيادى اشتها . كمى اشتها . نابود شدن اشتها . تمايل و گرايش اشتها به نوعى از خوراك يا نوشيدنى . آيا انسان تشنه و آرزومند چيزهاى سرد است ، كه بنوشد يا بخورد ؟ آيا مىخواهد خوراك و نوشيدنيش ترشمزه باشد ؟ آيا خوراك خشك و شورمزه و تندمزه را دوست دارد ؟ آيا انسان در يك آن واحد ميل به خوراك و نوشابهء تندمزه و شورمزه و ترشمزه باهم دارد - كه چنين بلعيدهء تند و شور و ترش در پارچهپارچه كردن خلط آزاردهنده و گزندرسان مشتركند - دليل آن است كه معده ناتوان است . زيرا معده اگر نيرومند است و ناتوان نشده است زياد تمايل به چربى دارد . ممكن است انسان آرزوى خوراكهايى كند كه بر خلاف رويهء طبيعى است ؛ مثلا آرزوى زغال خوردن يا آرزوى چوبك لباسشويى خوردن و از اين چيزها داشته باشد ، اين حالت نشان از آن دارد كه خلط بيگانه و تباه ناسازگار با خلطهاى خوب و سازگار در معده قرار دارد . اگر نيروى چشايى انسان سالم و درست باشد ، شيرينمزه را از هر چيز بيشتر دوست دارد . اگر انسان ويار خوراكى مىكند و در تحصيل آن كوشش به خرج مىدهد ، اما همينكه بر آن دست يافت از آن متنفر مىشود و نمىخورد ، بدان ! كه گزندى به معده روى آورده است . اگر انسان زياد آرزوى خوراكهاى چرب دارد ، دليل آن است كه نوعى ترنجش و گيرندگى و برهمآمدگى و خشكى بر محتويات معده روى آورده است . اگر انسان از خوراكهاى گرم نفرت داشت و بيشتر آرزوى خوراك سرد كرد و از سردى آنها لذّت برد ، دليل بر گرممزاجى معده است . اگر انسان آرزوى خوراكهاى گرم كرد ، علامت سردمزاجى معده است . اگر انسان اشتهاى خوردن خوردنيهاى پارچهپارچهكنندهء خلط درونى و ترشمزه و تند و تيزمزه كرد ، دليل است بر آنكه خلط لزج در معده دارد . معدهء گرممزاج بيش از آنكه غذا بخواهد ، خواهان آب است . ممكن است سوء مزاج گرم شديد معده از تحليل رفتن در معده باشد و معده به تعويض تحليل رفته سرگرم باشد . ممكن است سوء مزاج گرم شديد در معده سبب درد گزنده شود و مايهء گرسنگى زياد از حدّ گردد . اين نوع از گرسنگى كه دارندهء معده نمىتواند آن را تحمّل كند ، گرسنگى طاقتفرساست .