أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
390
قانون ( فارسى )
اگر اسهال از اثر نارسائيهاى طحال است ، نشانى آن است كه ماده اسهالى اكثرش مادهء سودائى است و اين را در باب طحال بيان كرديم . مادهء اسهالى - به شرطى كه از طحال باشد - تهنشين مانندهاى است و نشانيهاى خوب و بد طحال را ذكر كرديم و فرق اسهال ناشى از كبد و اسهال ناشى از طحال را توضيح داديم كه درد همراه اسهال و حالت خارج از وضع طبيعى در حالى كه طحال بيمار باشد چگونه است و بيان كرديم كه اسهال كبدى در چه حالى است . اگر اسهال از رودهها ناشى است ، نشانيهايش : احساس درد در رودهها و پيچش شكم ( مغص ) است . نشانيهاى اسهال ناشى از رودهها كاملا بر خلاف اسهال ناشى از كبد است . كه در اين باره معلومات كافى دارى و بيشتر اينها را ياد گرفتهاى ! اسهال ناشى از نارسائى رودهها نوبتها و فاصلههايى دارد و در هر نوبتى از نوبت قبلى بدتر مىشود و مادهء اسهالى در هر نوبتى از نوبت قبلى بدبوتر و پفكردگى پوست بدن شديدتر است و نشانيهاى تباهى كبد در نوبتهاى اسهالى - كه از رودهها باشد - بيشتر آشكار است . بدان ! كه شواهد مورد اعتماد بر اسهالى كه از رودهها باشد كه از هر نشانى ديگر آشكارتر و واضحتر هستند ، سه چيز است : احساس درد در رودهها ، شكمپيچه ( مغص ) و مادهء خراطى شبيه به خاكه چوب خراطان . هرگاه اين نشانهها را تشخيص دادى ، بدان كه اسهال ناشى از نارسايى رودهها است و از هيچ جاى ديگر نيست . اگر سه نشانى فوق الذكر را پيدا نكردى ، باز ممكن است اسهال از رودهها باشد . اگر اسهال از پوستهاندازى باشد ، يا اسهال خون ويژه به روده باشد . نشانيش باز شكمپيچه و احساس آزار است . شايد اسهال خونى از اثر باز شدن رگها باشد . اگر پوستهاندازى رودهها به قرحه كردن روده بينجامد و اسهال خونى پديد آيد ، يا نخست قرحه بوده و در نتيجهء قرحه اسهال خونى پديد آمده است ، باز آزار و شكمپيچه مغص علامت آن است . و اگر در مادهء اسهالى مادهء خراطى و مادهء لختكننده ( تراشنده ) بود دليل آن است كه اسهال از رودهها است . احتمال دارد كه قرحه در روده بوده كه بركنده شده و اسهال را سبب شده است . در اين حالت مادهء خراطى به زودى نمايان نمىشود و مدتى مىخواهد كه اين مادهء خراطى با اسهال آيد . امّا لغزشى آزاردهنده در جايى معين از احشاء احساس مىشود . مادهء اسهالى در اين حالت كمكم و پيوسته آيد و به مدت طولانى ادامه مىيابد . اگر همراه مادهء اسهالى پوستكهايى دفع شده كه از پوستاندازى رودهها نيست ، دليل آن است كه اسهال از معده است يا از اطراف معده ناشى است كه درد معده نيز بروز مىكند . ساير علامات را سابقا بيان كردهايم . اين را نيز بدان ! كه مادهء خراطى و مادهء تراشيده ( جراده ) هر دو گواه صادق بر وجود قرحه هستند . اگر مادهء اسهالى با مادهء خراطى و تراشيده قاطى بود و بوى گندمى داد بدان كه از خوره است .