أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

372

قانون ( فارسى )

تهى است . از اين قسمت پيچ‌وخم و برهم آمدن و بر خود برگشتن شروع مىشود كه چندين انبار مواد در آن به وجود آمده است . امّا چرا روزه‌دار ناميده شده و چرا اكثرا خالى و تهى است ؟ در اين نامگذارى دو منظور در نظر گرفته شده است : يكى اينكه مادهء كيلوسى غذا همين‌كه وارد رودهء روزه‌دار مىشود ، بىدرنگ از آن جدا گشته قسمتى از آن مادهء كيلوسى به سوى كبد كشيده مىشود . رگهاى منشعب از وريد باب ( ماساريقا ) اكثر با اين روده در تماسند و به آن پيوسته‌اند و اين رودهء روزه‌دار از هر رودهء ديگر به كبد نزديكتر است و هرچه شعبه رگهاى ماساريقا است به اين روده و به رودهء اثنا عشرى پيوسته‌اند و سهم اين روده از اين شعبه رگها بيشتر است و رودهء اثنا عشرى از اين حيث در درجهء دوم قرار دارد . رودهء روزه‌دار باريك است و در حال بيمارى انسان ، تنگتر ، پژمرده و احيانا بسيار كوچك مىشود . دوم اينكه قسمتى ديگر از مادهء وارد شده به رودهء روزه‌دار بلافاصله به سوى پايين حركت مىكند و به زير روده‌ها روانه مىشود . - اين آمدن ناگاه و خانه‌تكانى و دك كردن سريع از چيست ! - از كيسهء زهره مادهء صفرائى خالص و طبيعى تراوش مىكند و به رودهء روزه‌دار سر مىزند . اين مادهء صفرائى خالص در شستشو دادن روده بسيار فعال است و گزش همراه دارد . ماده را كه مىشويد در همان حال از گزشى كه دارد ماده را وادار به بيرون پريدن مىكند ؛ مادهء بيرون رانده شده دو راه در بر مىگيرد . قسمتى به سوى كبد مىرود و قسمتى سرازير مىشود و از آنجا كه فرصتى براى ماندگار بودن در رودهء نامبرده ندارد ، روده را روزه‌دار ناميده‌اند . جزئى از روده كه به رودهء روزه‌دار پيوسته است ، دراز و پيچ‌پيچ و چنبره‌وار است و حلقه‌هاى مدور دارد ، كه فائدهء اين پيچ‌وخم و چنبره زدن را سابقا شرح داديم و گفتيم موجب مىشود غذا در آنها تا مدتى كه لازم است بماند و در اين توقف دهانه رگهاى مكنده با آن در تماس باشد . بخش پيچ‌درپيچى كه در قسمت اخير روده‌هاى بالائى است دقاق ( نازكها - باريكها ) نام دارد . هضم غذا در اين روده بيشتر از آنچه كه در روده‌هاى پايين صورت مىپذيرد ، انجام مىشود . روده‌هاى پايينى را روده‌هاى ستبر ( غليظ ) نامند . روده‌هاى پايين يعنى روده‌هاى كلفت مهمترين وظيفه‌شان اين است كه تفالهء خوراك را براى بيرون دادن به خارج آماده سازند . گفتيم مهمترين وظيفه‌شان ، منظور اين است كه در به هضم رسانيدن غذا نيز تا اندازه‌اى سهيمند و برخى از رگهاى مكندهء غذاى كبد ، به اين گردن كلفتها پيوسته‌اند و از آنها مىمكند و غذا به سوى كبد جذب مىكنند . روده‌اى از طرف پايين به رودهء دقاق ( باريك ) پيوسته است كه آن را يك چشم ( روده كور ) خوانند . - چرا يك چشم ؟ زيرا تنها يك دهانه دارد ، چيزى كه از بالا براى او مىآيد از آن دهانه به داخل وارد مىشود و در حال پس دادن تفالهء غذا هم از آن دهانه آن را رد مىكند . رودهء يك چشم كمى به سوى عقب جا گرفته و تمايل به طرف راست دارد . - حكمت در آفرينش اين كور يك چشم چيست ؟