أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

369

قانون ( فارسى )

گفتار اول تشريح روده و روانى شكم فصل اول تشريح روده‌هاى ششگانه خداوند تبارك و تعالى ، جل جلاله كه نامش فرخنده‌ترين نامها و احكامش عادلانه‌ترين احكام است و بجز او خدايى نيست كه سزاوار پرستش باشد از لطف و عنايتى كه با زمرهء آدميان دارد و هم از ازل بر نيازمنديهاى زندگى آگاه بوده است ، روده‌ها را در تعداد زياد و داراى پيچ و خم و چنبرزده آفريده است . اگر رودهء انسان يكى بود يا كوتاهتر از اين بود كه هست ، فاصلهء ميان غذاى فرو داده از گلو تا معده چندان نبود كه انسان از آن بياسايد ؛ غذا چنان سريع به انتهاى روده مىرسيد كه اندرون هميشه تهى مىماند و آدمى پيوسته و بدون وقفه به خوردن غذا اشتغال داشت و در عين حال مىبايست دائما مشغول بيرون دادن مدفوع باشد . و اگر كار و بارش منحصر به خوردن مىشد ، چگونه مىتوانست به كار زندگى برسد ؟ و اگر كار نمىكرد خوراك را از كجا مىآورد ؟ از سوى ديگر بايستى براى دفع آن هميشه آماده باشد و حالت فوق العاده اعلام كند ! در انتظار بيرون دادن تفالهء خوراك رنج بكشد و بر خود بپيچد ؛ به چشم گرسنگى و سير نخوردن مبتلا مىشد و با حيوانات چرنده هم مسلك مىگشت . پس بنا به اقتضاى مصلحت انسان ، خداوند تبارك و تعالى روده‌هاى در شماره زياد به ما داده ، بخشى از آنها را دراز و برخى را چنبر زده بوجود آورده است . علاوه بر اينها كه گفتيم ، دز اين زياد بودن و درازى پيچ‌وخم و دور و استداره ، حكمتى ديگر نهفته است : رگهايى پيوسته به كبد و معده ( از كبد به معده و از معده به كبد ) دهانه‌هايشان در پردهء پوشش نازك معده يا حقيقتا در پردهء پوششى نازك روده‌ها ( صفاق ) نفوذ كرده كه مادهء غذائى لطيف را به شرطى كه گوهر مادهء غذائى به آنها برسد و با دهانه‌ها در تماس باشد ، مىمكند . اما اگر مادهء غذائى بدون برخورد با دهانه‌هاى رگهاى مكنده ، به ژرفاتر راه يابد ، جذب ماده براى دهانهء رگها يا غير ممكن يا بسيار دشوار شود .