أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

21

قانون ( فارسى )

الف - زيادى مادهء خونى بيشتر از حال طبيعى باشد . ب - برانگيخته شدن خونى در اندامى بالاتر از معده و نزديك به معده مانند كبد روى دهد . ج - شوريدن خون در اندامى بالاتر و دور تر مانند مغز ، كه خون را به سوى گلو و مرى مىفرستد و سرانجام در معده جاى مىگيرد . د - نيروى راننده در معده كاهش يافته باشد و از ناتوانى كه دارد ناچار است هر ماده‌اى را - هرچند بد و ناپسند باشد - بپذيرد و در خود جاى دهد . ه - ديگر از سببها كه خون را به معده يا به جاى ديگرى ريزش مىدهند به قرار زير است : الف - خون حيض بعد از بند آمدن سيلان كند . باء - خون بواسير كه بسيار گرد آيد . تاء - فساد معده ، كه سبب خون جمع آمدن در ريه مىشود . ثاء - ورزش را ترك كردن ، ورزشى كه مايهء پاكسازى بدن از خون ناپسند و ناسازگار با معده مىشود . جيم - اندامى بريده شده است و خونى را كه طبيعت براى آن اندام آماده كرده است در اندام نمىماند و پرت مىشود و ممكن است در اين پرت شدن به معده راه يابد . حاء - ممكن است خون جارى شده به سبب بريده شدن از راه معده بيرون ريزد و دارندهء معده خون قى كند . خاء - اين را هم بدان ! كه ناتوان شدن معده در پذيرش مادهء ناسازگار بسيار تأثيربخش است ، زيرا ياراى برابرى با دشمن و دفع گزند از خود را ندارد . ( كه در نظام طبيعت ضعيف پامال است . م ) . از خلطهايى كه در معده گرد آيند و سبب سازگارى يا ناسازگارى معده مىشوند كدام خلط اكثريت دارد ؟ 1 - خلطى كه از ساير خلطها بيشتر در معده پديد آيد ، يا معده به وجود مىآورد خلط بلغمى است ، زيرا كيلوس در طبيعت و مزاج به بلغم نزديك است ، اگر كيلوس به خوبى و به صورت كامل هضم نشود نه به خون تبديل مىشود نه صفرا يا سوداء مىگردد . اين را بدان ! كه در اغلب حالات صفراى شست‌وشودهنده از همان نوع صفرا كه روده‌ها را شست‌وشو مىدهد به معده نمىريزد . ليكن گاهى صفرا در برخى از معده‌ها توليد مىشود اما اكثرا اگر صفرا در معده بود ، بدان كه از جانب كبد آمده است . ممكن است در معده‌اى كه گرم مزاج باشد و غذايى را دريافت كند كه به سرعت به مادهء دودى تبديل شود و مادهء صفرايى به‌وجود آيد . ممكن است تنيدهء جرم معده شل و سست گردد ، لاغر شود ، پوست معده تنك و نازك گردد و سبب اين حالت : 1 - يا سرشتى است و در خلقت اين نصيب را برده است .